فهرس الكتاب

الصفحة 275 من 964

و چون متوكل بر دست تركان شهادت يافت، المستنصر بنشست، مدت شش ماه، وبعد از آن المستعين باللّه در شهور سنه ثمان واربعين ومائتين عهد ولواء فرستاد طاهر عبد الله را. وامير طاهر هم درين سال برحمت حق پيوست.

رحمة الله وعلى جميع المسلمين والمسلمات.

الخامس محمد بن طاهر

امير محمد طاهر به ادب وشعر وفضل موصوف بود، به لهو وعشرت حريص وايالت طبرستان بعم خود سليمان بن عبد الله بن طاهر داده بود. در شهور سنه احدى وخمسين ومائتين امير حسن [1] بن زيد العلوى در طبرستان خروج كرد واو سيد واديب [2] وفاضل وشاعر بود. وبلاد ديلم وگيلان كه دار كفر بود بكشاد، واهل آن بلاد بر دست وى اسلام آوردند، از آنجا لشكر بسيار آورد بطبرستان، وسليمان بن عبد الله طاهر از پيش او منهزم شد، به رى رفت، واز رى به بغداد آمد، وقايد شرطه [3] بغداد گشت، ويعقوب ليث در اين وقت از سيستان خروج كرده بود، وبعضى از جروم [4] وزاولستان گرفته، وبر خراسان استيلا آورده در شهور سنه تسع وخمسين ومائتين قصد كرد، وسبب آن بود: كه خصمان او از بلاد نيمروز چنانچه احمد وفضل برادران عبد الله سجزى [5] به امان محمد طاهر آمده بودند ويعقوب ليث ايشان را از امير محمد طاهر در خواست ميكرد واو باز نميداد. چون يعقوب ليث قصد نيشاپور كرد ونزديك رسيد، احمد وفضل سجزى بدر سراى امير محمد طاهر آمدند تا او را از آمدن يعقوب ليث اعلام دهند حاجب ايشان را گفت: امير چون خفته است فرصت نيست، ايشان باز گشتند وگفتند: كسى ميبايد كه امير را بيدار كند! چون باز گشتند، بنزديك عبد الله صالح سجزى آمدند، وآن حال كه رفته بود اعلام دادند.

عبد الله سجزى دانست: كه امير محمد طاهر را غفلت دريافته است ودولتش

[1] اصل: حسن. جمهور: حسن

[2] اصل: وادب

[3] اصل: فايده شريله. پ: فايده شرط. باستناد اين عبارت ابن خلدون (ج 3 - 295) اصلاح شد: وولاه على العراق والشرطه شرطه بمعنى مقدمه الجيش است (منجد) راورتى: تايد ناحيه DISTRICT .

[4] صل وپ حروم (ر: 15)

[5] اصل: سنجرى پ: بحرى وسنجرى. ولى بقرار گرديزى (ص 7) وطبرى (ج 3) والكامل (ج 7) ورورتى (1: 16) عبد الله صالح سجزى.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت