با ايشان مصاف كرد، سه روز متواتر قتال وجدال [1] كرد، روز سيوم كه جمعه بود، سلطان منهزم شد، واز راه غرجستان بغزنين آمد، واز غايت خوف كه بر وى مستولى بود خزاين برگرفت [2] وبطرف هندوستان آمد، ودر ماريگله (بندگان) ترك وهند بر وى خروج كردند، واو را بگرفتند، ومحمد را بر تخت نشاندند، واو را بحصار گيرى [3] فرستاد، ودر شهور سنه اثنين وثلثين واربعمائة شهادت يافت، ومدت ملك او نه سال بود وچيزى.
[ومدت عمر او چهل وپنج سال بود] رحمة الله عليه (و السلام على من اتبع الهدى) [4]
الخامس مودود بن مسعود بن محمود
شهاب الدولت ابو سعد مودود بن ناصر لدين الله مسعود. چون خبر شهادت پدر بشنيد [5] . بر تخت پدر به پادشاهى بنشست [6] ، وسلطان مسعود وقتى كه بطرف هندوستان ميرفت، او را در ممالك غزنين ومضافات (آن) به نيابت خود نصب فرمود [7] در سنه اثنين وثلثين واربعمائه به تخت بنشست [8] وبجهت انتقام پدر لشكر جمع كرد، وروى بطرف هندوستان آورد، [9] وبا سلطان محمد بن محمود كه عم او بود، واو را حشمهاء مخالف از حبس بيرون آورده بودند وبر تخت نشانده وپيش او كمر بسته، وامراء [خلاف] هندوستان او را منقاد گشته، وتركان محمودى ومسعودى، كه با سلطان محمود غدر وخلاف كرده بودند، جمله با او [10] جمع شده بودند، ومدت چهار ماه او را فرمانده گردانيده ميان مودود ومحمد عم او مصاف شد. حق تعالى مودود را نصرت بخشيد در حدود ننگرهار [11] محمد گرفتار شد، با جمله فرزندان واتباع.
سلطان مودود [12] كين پدر بازخواست [13] (و) كشندگان پدر را از ترك
[1] اصل: صيال. مط: جدال
[2] مط: بگرفت
[3] اصل ومط: كيرى. راورتى گيرى نويسد وگويد كه بيهقى نيز گيرى نوشته. وبعضى از مورخان كيرى وكيرا هم آورده اند در ابن اثير (ص 202 ج 9) نام اين قلعه كيكى نوشته شده در گرديزى (ص 87 - 88) قلعه كسرى است. (ر: 41)
[4] در اصل اسامى اولاد مسعود زيست، مط در حاشيه فقط بحواله يك نسخه خطى اسماى اولاد مسعود چنين است: محمد، موجود مودود. ابراهيم، ايزديار، فرخزاد، شجاع، مردانشاه، على
[5] مط: شنيد
[6] مط: نشست
[7] مط: كرده بود
[8] مط: نشست
[9] مط: نهاد
[10] اصل: باو
[11] مط: تكرهارود. راورتى: نگرهار. ننگرهار كه ولايت مشرقى افغانى را تاكنون ننگرهار گويند ومركز آن جلال آباد است. اصل: نكرهار.
اين نام خيلى قديم است. ودر زبان پشتو هم تاكنون زنده است. در متون دوره تيموريان هند نيز بنظر مىيد
[12] اصل: محمود
[13] اصل: ازو بخواست.