فهرس الكتاب

الصفحة 649 من 964

سه هزار جيتل بدادند، وبعضى از ابناء جنس داعى عفا الله عنهم اغراء [1] كردند. در مسجد جامع بعد از نماز خروج كردند، وبر داعى شمشير كشيدند وچند نفر غلام با سلاح با اين داعى بودند. از ميان غوغا [بحيله] بيرون آمده شد [و در شب] آن امرا واتراك حصار بگرفتند، وديگر روز شنبه هشتم ماه ذى القعده سنه تسع وثلاثين [و ستمائة] شهر در ضبط آوردند، وسلطان را مقيد كردند، ومباركشاه فراش را كه در تهييج (فتنه) ميكوشيد مثله كردند وشهيد گردانيدند، ودر شب شنبه سيزدهم [2] ماه مذكور، سلطان معز الدين بهرامشاه شهيد شد. طيب الله ثراه. مدت ملك او دو سال ويك ماه ونيم بود. (و الله الباقى)

السادس السلطان علاء الدين مسعود شاه بن فيروز شاه [3]

سلطان علاء الدين مسعود شاه، پسر ركن الدين فيروز شاه، پادشاهزاده كريم ونيكو ظن [4] بود، وبهمه اوصاف حميده موصوف. روز (شنبه) هشتم ماه ذى القعده سنه تسع وثلاثين وستمائة بود، كه شهر دهلى از دست معز الدين بيرون شد، وملوك وامراء باتفاق، هر سه پادشاهزاده: سلطان ناصر الدين وملك جلال الدين وسلطان علاء الدين را از حبس بيرون آوردند، واز قصر سپيد به قصر فيروزى [5] در دولت خانه بردند، وبر سلطنت علاء الدين اتفاق كردند، بعد (از) آنچه ملك عز الدين بلبن در دولتخانه بر تخت نشسته بود بيرون قصر، ومنادى باسم فرماندهى او يك كرت در شهر طواف كرده بود [6] دران معنى اتفاق نيفتاد، سلطان علاء الدين را بتخت نشاندند، وخلق را بيعت عام دادند، وملك قطب الدين حسن غورى نايب ملك شد، ونظام الملك مهذب [7] وزير شد، وملك قراقش امير حاجب شد، وبلاد ناگور ومندور واجمير بملك عز الدين بلبن مفوض گشت، وخطه بداون بملك تاج الدين سنجر قتلق [شاه] دادند. وكاتب حروف، چهارم روز (از) فتح دهلى (از قضا) استعفا طلبيده [8] ومدت بيست وشش روز قضا مهمل بود، تا چهارم (ماه) ذى الحجه

[1] اصل: اعزاز

[2] مط: هزدهم. راورتى: 13

[3] راورتى: السلطان علاء الدنيا والدين مسعود شاه بن سلطان ركن الدين فيروزشاه

[4] مط: خلق

[5] مط: بقصر فيروز دولتخانه بردند

[6] اصل: كرده بودند.

[7] اصل: مهذب ووزير وملك ...

[8] اصل: استغنا طلبيد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت