فهرس الكتاب

الصفحة 462 من 964

الثانى عشر الملك شهاب الدين محمد بن حسين [1]

ملك شهاب الدين [2] محمد، برادر سلطان سام بود [3] ، وولايت مادين كه خطه او بود، وولايتى از اطراف غور (است) باتفاق برادران بعد از وفات پدر رحمه الله بدو داده بودند، واو را دو پسر بود، يكى [را] ملك ناصر الدين حسين [نام بود] كه در غيب سلطان علاء الدين حسين بخراسان [گذاشت] ودر خدمت درگاه سنجرى، بحضرت فيروزكوه او را بتخت نشاندند، چنانچه ذكر او بعد ازين بتحرير رسد [4] ، ودوم ملك سيف الدين سورى بود، كه بعد از وفات پدر، بجاى پدر بنشست به ولايت مادين، واين سيف الدين سورى را سه فرزند بود يكى دختر ودو پسر، وآن دختر مهتر از برادران بود، واو در حكم سلطان شهيد غازى معز الدين سام بود انار الله برهانه وسلطان غازى را ازو هم دخترى بود، كه در بكارت برحمت ايزدى رفت [5] (و تربت او بحضرت غزنين است) [اما] (از) ان دو پسر (ملك سيف الدين سورى) يكى شهاب الدين على مادينى بود، كه بر دست تركان خوارزم (در عهد استيلاى ايشان) شهادت يافت، ودوم پسر ملك ناصر الدين ابو بكر بود.

واين كاتب در شهور سنه ثمان عشر [6] ستمائة خدمت او را بولايت گزيو [7] وتمران دريافت، واز وى آثار مروت مشاهده كرد، دران عهد اين داعى يكى از بنات اكابر اقرباى خود در حباله خود مىورد [8] ، وآن اول حال جوانى بود، هم دران سال كه چنگيزخان ملعون از آب جيحون عبره كرد بطرف خراسان، وعزيمت غزنين داشت. القصه از خدمت ملك ناصر الدين ابو بكر عليه الرحمه داعى اسپى التماس كرد وحال تزويج يكى از اقرباى خويش [9] بنظم بر راى او عرضه داشت (در) جواب آن قصه ونظم اين رباعى بگفت

[1] مط: بن حسين ملك ما دين غور. راورتى: ملك شهاب الدين محمد خرنك بن الحسين ملك ما دين غور.

[2] حاشيه مط قرار يك نسخه: ناصر الدين راورتى: ملك شهاب الدين محمد خرنك

[3] مط: برادر سلاطين بود

[4] مط: انجامد

[5] مط: پيوست

[6] در يكى از نسخ ماخذ مط: ثمان عشرين

[7] در نسخ راورتى كريو، كيو، كزبو كه صحيح آن گزيو است واكنون مردم گزو خوانند وگزاپ نويسند، ودر تشكيلات موجوده مربوط ارزگان ولايت قندهار است، ودر نزديكى اجرستان (و جيرستان تاريخى) واقع است.

(ر: 30)

[8] مط: آورده بود

[9] مط: خود.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت