وگفته اند: كه مصاف صد وده روز بداشت، جنگ نود روز بود، تا حكمين كردند وباز گشتند، وخوارج با على بيرون آمدند، ومدت خلافت على رضى الله عنه چهار سال ونه ماه بود وچند روز، او رضى الله عنه بدين قتال چندگاه مشغول بود، به حج نرسيد وخوارج عبد الرحمن بن ملجم را فدايى فرستادند، در نماز على را كرم الله وجهه به خنجر زهر آلود زخمى زد، بعد از آن سه روز بزيست، روز آدينه هفدهم ماه رمضان سنه اربعين من الهجرة النبى عليه السّلام برحمت حق پيوست.
بزرگترين از فرزندان على، وكنيت او ابو محمد بود، ومادر او خاتون قيامت فاطمه زهراء بنت محمد صلّى الله عليه وسلّم ورضى الله عنها بود، وحسن از همه خلق به مصطفى مانندتر بود، از ناف تا به قدم، واو زن بسيار خواست، تا چنين روايت ميكنند: كه دويست زن آزاد، در نكاح او آمده بود، واو را هفت فرزند بود، پنج پسر: حسن وحسين وزيد وعمر وطلحه. ودو دختر: ام عبد الله. وام حسن [1] . وچون مصطفى از دار فنا بدار بقا رحلت فرمود، او هفت ساله بود وچون على رضى الله عنه به كوفه شهادت يافت، خلق كوفه دران روز با او بخلافت بيعت كردند وچون خبر بشام رسيد، خلق شام با معاويه در بيت المقدس بيعت كردند وحسن على، با چهل هزار مرد از كوفه، در ماه ربيع الاول سنه احدى واربعين، روى بشام نهاد، ومعاويه روى بعراق نهاد، در مدت ده روز بزمين كوفه آمد، ولشكر حسن رضى الله عنه، به بساط [2] مداين با هم در آويختند وچون حسن رضى الله عنه ديد كه خون مسلمانان ريخته خواهد شد، با معاويه صلح كرد، وخلافت بدو تسليم كرد در جمادى الاولى، ومدت خلافت او هفت ماه بود وپانزده روز، وگفته اند: كه شش ماه وپنج روز، حسن رضى الله عنه بمدينه آمد، ومعويه [3] او را مال بسيار داد وخدمت كرد، وگفته اند: كه زن حسن رضى الله عنه جغده [4] بنت الاشعب بن قيس الكندى او را بطريقى زهر داد، ودر
[1] در عدد اولادش اختلافست، مجمل ده پسر ويك دختر نوشته، ولب التواريخ 15 نفر مينويسد.
[2] اصل: بساط مداين با همه در آويختند.
[3] كذا.
[4] كذا، مسعودى: جعده.