فهرس الكتاب

الصفحة 736 من 964

دهم صفر سنه تسع وثلاثين (و ستمائة) خواجه مهذب سلطان را از ان حال خبر داد [1] وسلطان را برنشاند [2] وبدر الدين سنقر را (از) آن انديشه [ها] باز بخواند [3] وبخدمت سلطان آمد، وهمان روز بطرف بداون نامزد شد، وبعد از مدتى قضاء اجل، او را بحضرت باز آورد، بىنكه فرمان آمدن بودى [4] در شهر دهلى آمد، به وثاق ملك قطب الدين عليه الرحمه نزول كرد، تا مگر در پناه او امانى يابد [5] از درگاه فرمان صادر شد، تا او را بگرفتند وقيد كردند، ومدتى در قيد وحبس بماند، وبعاقبت شب چهارشنبه چهاردهم ماه ربيع الاول [6] سنه تسع وثلاثين وستمائة شهادت يافت (عليه الرحمة والغفران)

الرابع عشر الملك تاج الدين سنجر قتلق [7]

ملك تاج الدين قتلق، مردى تمام بود، وباصل از قبچاق [8] مردى بود در غايت جلادت ومردانگى وشهامت وزيركى ومبارزت وشجاعت [9] در همه اوصاف بغايت رسيده، ودر نهايت صلاح وپاكدامنى، وهيچ منكرى را بر وى گذر نبود، سلطان سعيد او را از خواجه جمال الدين نريمان [10] خريده بود، اول سر جاندار [11] بعد از آن مدتى شحنه آخر شد، در هر مرتبه سلطان را خدمات گزيده كرد، چون عهد (دولت) شمسى منقرض شد وتخت بسلطان رضيه رسيد تاج الدين سنجر، مقطع برن [12] شد وبر سر لشكر بطرف كاليور نامزد گشت ودر شعبان سنه خمس وثلاثين وستمائة كاتب اين حروف داعى دولت (قاهره) منهاج سراج در موافقت او از محروسه كاليور [13] برون آمد، وبخدمت درگاه رضيه

[1] مط: اعلام داد

[2] مط: وسلطان برنشست

[3] اصل: نخواهد

[4] اصل: باز آوردى آنجا فرمان آمدن بودى،

[5] مط: تا مگر پناه وامانى حاصل كند،

[6] مط:

جمادى الاولى، در يكى از نسخ مط: ربيع الاول، راورتى: 14 جمادى الاولى 639 ه

[7] اصل: فيقلق، راورتى: ققلق، در نسخ خطى ماخذ مط: فيقلق، فيلق

[8] اصل:

خفجاق، راورتى كذا-

[9] مط: وشهامت ومهابت ومبارزت وشجاعت،

[10] مط:

كريمان، راورتى: نديمان،

[11] مط: اول جاهدار، راورتى: جامه دار يعنى نگهدارنده جامه خانه ورخت خانه، ولى جاندار وجامدار وجامه دار هر سه مناصب جداگانه بود ونمى توان يكى را بديگرى خلط كرد

[12] مط: بداون ويكى از نسخ خطى برن، راورتى نيز برن

[13] مط: كاليوار.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت