فهرس الكتاب

الصفحة 737 من 964

پيوست، در راه چندان لطف فرمود كه در وصف نيايد ودر وقت نقل از كاليور (دو) صندوق كتب خاص اين داعى را بر شتر [خاص خود] نقل كرد وبه مهاون برسانيد، ديگر اوقات لطف [1] فراوان ارزانى ميداشت حق تعالى از وى قبول گرداناد، وبر وى رحمت كناد.

چون بحضرت بازآمد، مقطع ولايت سرستى شد، چون تخت به معز الدين رسيد، خدمات وافره كرد، وچون عهد معزى بانقراض پيوست [2] وتخت به علاء الدين رسيد مقطع بداون شد ودر شهور سنه اربعين وستمائة، مواسات كاتهيهر [3] بداون را برانداخت، وجهاد بسيار كرد، وبچند موضع مساجد جامع [4] ساخت ومنبر وخطبه نهاد وحشم (بسيار) جمع كرد هشت هزار سوار وپياده وپايك بسيار [5] مرتب گردانيد، وعزيمت بر ان مصمم كرد، كه بطرف ولايت كالنجر ومهوبه [6] لشكر كشيد وآن ولايت را در ضبط خود آورد، وجماعتى را از كثرت حشم ووفور آلت وعدت وبسيارى قوت وهيبت ودليرى او در لشكركشى حسد آمدن گرفت ونفس (و) شيطان به تسويل ايشان را بر ان داشت كه در تنبول [7] زهر تعبيه كردند وبوى دادند، مبطون گشت، ودر ان رنج بعد از چند گاه برحمت حق پيوست [8] ملك سبحانه وتعالى حقوق آن ملك نيكوسيرت [كه در ذمه اين داعى داشت] بدعاء آن ذمه اين داعى [9] دوخته گرداناد ويكى از حقوق او آن است: كه (در) شهور سنه اربعين وستمائة، چون از حضرت دهلى عزيمت، بر سفر لكهنوتى مصمم شد اتباع را پيش از خود، بطرف بداون فرستاده آمد، آن ملك نيكوسيرت، اتباع وفرزندان اين داعى را علوفه فرمود، وانواع اكرام [به] ارزانى داشت، وچون بعد از پنج ماه داعى در عقب اتباع به بداون رسيد، چندان انعام فرمود واعزاز واجب داشت، كه در حيز تحرير نيايد، واقطاع معين كرد، بمقام بداون ووفور الطاف [و] تشريف واجب داشت اما چون تقدير ورزق بطرف لكهنوتى جذب ميكرد، وقضاى آسمانى ميبرد رفته شد، حق تعالى از ان

[1] مط: الطاف:

[2] مط: انقراض پذيرفت

[3] كذا في الاصل وراورتى، مط: كاتهيره در يكى از نسخ خطى: كاتهيمر

[4] اصل: جمع

[5] مط: پا يك با اسپ

[6] در حاشيه اصل بخط غير متن نسخه بدل مهر به نوشته شده در راورتى هم مهوبه است

[7] تنبول: برگى باشد كه در هندوستان پان گويند وبا آهك وفوفل خورند (برهان)

[8] مط: گشت وبعد از چند روز برحمت حق پيوست

[9] مب: اين ضعيف

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت