فهرس الكتاب

الصفحة 59 من 964

قوى بنت [1] ببالا هر يك صد گز بود، وآنكه كوتاه تر بود از همه، شست گز كم نبود، ومقام ايشان از حضرموت تا يمن وعمان بود، هود عليه السلام، مدت مديد، در ميان قوم بود، وايشان را دعوت ميكرد، قبول نكردند مگر قوم اندك. واز اشراف ايشان مرثل بن سعيد بن عقير بود [2] حق تعالى باران از ايشان هفت سال باز گرفت وقحط بديشان گماشت، بعد از هفت سال براى باران خواستن به مكه آمدند، ومرثل در ميان ايشان بود، ازيشان جدا شد، وايشان دعا كردند، سه ابر پيدا آمد، سپيد وسرخ وسياه، هاتفى آواز داد، كه اختيار كنيد يكى را، ابر سياه را اختيار كردند.

حق تعالى با دو آتش را به آن ابر بر ايشان گماشت تا همه هلاك شدند. هفت روز وهفت شب آن باد ميرفت، تا جمله آن قوم ذره ذره رفتند وهلاك شدند. مرثل وقوم او بماندند. هود عليه السّلام بعد از هلاك قوم بمكه آمد، وعمر مهتر هود چهار صد وشست وچهار سال بود. وبعضى گفتند [3] (گور او) به حضرموت است، وبعضى گويند به مكه.

لقمان عليه السّلام

بيك روايت لقمان حكيم، او بوده است [4] ، ايزد تعالى دعاء او را مستجاب كرد، واو را عمر هفت كرگس بداد، كرگس هفتصد سال بزيد، كه چهار هزار ونهصد سال باشد.

وهو شداد بن عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح النبى عليه السّلام، شداد

[1] اصل: وقوى به نسبت.

[2] طبرى: مرثد بن سعد بن عفير (ص 149)

[3] كلمات گور او در اصل نبود از قرينه تعبير ابى الفدا زياد شد، وى گويد: وبقى هود كذلك حتى مات وقبره بحضر موت، وقيل بالحجر من مكه. گزيده نيز گويد كه به حضر موت مدفونست (ص 29) .

[4] لقمان در ادب عرب به «صاحب لبد» مشهور است، وارباب قصص ذكر كرگسهاى وى را كرده اند، مجمل گويد: او يهود ومن بود، واز خداى تعالى عمر خواست چنانكه هفت كرگس را، پس آواز آمد، كه هم بيايد مردن، وحاجتش روا گشت. وكرگس پانصد سال بماند، واينست صاحب لبد» ص 188 - طبرى گويد: به اندازه عمر هفت كرگس زندگانى كرد، وهر كرگس هشتاد سال عمر كرد وكرگس آخرين لبد نام داشت، چون لبد بمرد، لقمان هم بمرد. ابى الفدا هم عينا چنين مى گويد ولى مينويسد، كه اين لقمان ما سواى لقمان الحكيم است، كه در عهد داود (ع) زندگانى داشت.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت