بود، چون صرح [1] فرود آمد، فالج در زير آن بمرد. پس از آن در زبانها اختلاف افتاد. والله اعلم بالصواب.
در روايت ارغون آمده، مادر وى انه بنت شقر بن عويلم بن سام بن نوح النبى عليه السّلام بود، وعمر وى دويست وسى ونه سال بود، كه ساروغ بزاد.
ساروغ بن ارغو [3]
نام ساروغ سريع بود، مادرش عروة بنت كونك بن عويلم، او را براى آن سريع گفتندى، كه شتاب زده بود به نيكى ها كردن. هرگز نديدى كس او را الا به نماز، يا بكار خير، يا به عبادت يا به ثناء خداى مشغول بودى، سى ساله بود كه ناحور بزاد، عمر وى دويست وسى سال بود. والله اعلم بالحق.
ناحور [4] بن ساروغ
تفسير ناحور سروزى بود، مادر وى ملكه بنت اخيل بن عويلم. چون تارح بزاد، او چهل ساله بود، وعمر او دويست وچهل وهشت سال بود.
تارح بن ناحور [5]
مادر تارح شكى بود بنت حوميان بن يقطان. پدرش او را تارح نام كرد، چون نمرود خزاين خود بدو داد، او را آرزو نام كرد، وگويند آزر نام آن
[1] اصل: صرخ، ولى صرح صحيح است، بمعنى بناى عالى (المنجد) ونام قصر بخت نصر نزديك بابل (منتخب) .
[2] تورات ومسعودى (ص 5 2 - ج 1) رعو، مجمل (ص 228) ارغو، تاريخ سيستان (ص 42) ارغوا. ابو الفدا (ص 23) رعو. طبرى (ص 143) ارغوا. آثار: ارغو
[3] تورات: سروج. طبرى (ص 143 - 1) ساروغ- ابو الفدا كذا- مجمل (ص 193) اشواع، اسوع، اشوع- تاريخ سيستان (ص 43) اشروع- آثار ومسعودى (ص 25 - 1) ساروغ.
[4] اصل: ناجور. تورات ومسعودى وآثار وابو الفدا: ناحور. تاريخ سيستان (ص 43) ناجورا.
مجمل (193) باخور. طبرى (ص 143 - 1) ناحور.
[5] تورات: تارح- در اصل ودينورى ومحمل وتاريخ سيستان وطبرى (ص 143 - 1) تارخ. گزيده (ص 30) تارخ بن ناخور بن ساروغ بن ارعنون بن حالع بن دبر بن شالح بن ارفخشد بن سام بن نوح.
آثار ومسعودى وابو الفدا (ص 23) تارح.