ايلدكز [1] داد كه بنده او بود، واتابك محمد واتابك يوزبك واتابك ارسلان [2] همه فرزندان او بودند، وفارس به سنقر داد، كه پدر اتابكان فارس بود، واتابك دكله واتابك زنگى واتابك سعد وپسران او از فرزندان اواند، وخوارزم به پسر خوارزمشاه [3] داد، كه چاكر او بود، وپدر ايل ارسلان بود، واو پدر تكش خوارزمشاه بود، واو پدر محمد خوارزمشاه بود، مسعود كريم [4] خواهر او در حباله خود آورد، ودر عهد او ميان سلاطين غزنين بسبب فوت شدن مسعود كريم گويند اختلاف افتاد، ملك ارسلان بن مسعود بغزنين بتخت نشست، وبهرامشاه بن مسعود كريم درگذشت، بهرامشاه هم از آنجا بخدمت سلطان سنجر رفت، ومدتى او را خدمت كرد، وبعد از ان به چندگاه سلطان سنجر بمدد بهرامشاه بغزنين آمد، وبهرامشاه را بر تخت نشاند ودر ممالك غزنين وهندوستان همه خطبه وسكه بنام سنجر شد، وآن دولت كه سنجر را بود، هيچ يك از پدران او را نبود. ملك موصل به بنده خود داد، تا بدين عهد نزديك، اتابكان موصل از فرزندان بنده او بودند بنده ترك خطائى بود وممالك شام همه بندگان او داشتند، وسلطان نور الدين شام [5] هم از فرزندان اتابك موصل بود، چنانچه بعد ازين ثبت افتد، انشاء الله تعالى.
ملوك غور وسلاطين جبال جمله منقاد سلطان سنجر بودند، ودر عهد او ميان سلاطين غزنين وملوك غور خصومت ظاهر شد، ملوك غور راجح آمد (ند) چون نوبت ملك غور به سلطان علاء الدين حسين رسيد، سر از طاعت سلطان بكشيد، ودر حدود جبال هرات بموضعى كه آنرا سگوشه ناب [6] گويند
[1] اصل: بالتگين، اين كلمه در نسخ بصور مختلفه التگيز، التكين، ايلدكوز آمده، ولى شمس الدين ايلدكز پدر اتابكان آذربايجان متوفى 568 ه است كه محمد وقزل ارسلان عثمان پسران وى بودند (دول اسلاميه) .
[2] اصل: احتسان. راورتى: اختان. پ: احتپان
[3] در اصل بعد از خوارزمشاه دو كلمه خوانده نميشود، در ترجمه راورتى و (پ) مانند متن است.
[4] راورتى:
سلطان غزنين مسعود كريم بن سلطان ابراهيم طاب ثراه الخ
[5] اصل: سام، راورتى وپ: شام
[6] اصل: سكوشه تاب. پ: سكوسه ناب، راورتى: سه گوشه ناب. اين جنگ پيش دروازه شهر او به واقع شد. ابن اثير گويد كه علاء الدين پيش ازين جنگ ناب، او به، مارباد هرات الرود را غارت نمود. اين سه گوشه ناب اكنون هم بين چشت وهرات نزديك او به موجود است وهريرود از آن ميگذرد. براى شرح ناب (ر: 4) .