فهرس الكتاب

الصفحة 928 من 964

ماما امشب دست وپاى ترا بدست خود حنا بندم كه فردا سيوم است وهنگام رحلت مادر تست [1] بدين نيت دست وپاى دختر (ك) را حنا بست، وعورات را معهودست، كه چون حنا بر دست وپاى كسى نهند، انگشت خود را بر زبان [2] زنند، تا بآب دهن انگشت ايشان تر مى شود، وحنا را از ان موضع جاى ديگر مى برند، وچون دست وپاى دخترك حنا بست، دل بر اجل نهاد وبخفت، بامداد دندانهاى آن عورت بيخ محكم كرده بود، ودرد دهان تمام زايل گشته [3] چون روز سيوم (شد) همسايگان وآشنايان [4] او را بصحت يافتند، (و) چهارم روز تمام تندرست گشت، مردم در [5] تعجب بماندند، واز وى تفحص واجب داشتند، كه سبب حيات وزوال علت دهان، واستحكام دندان تو چه بود، وچه دارو كردى، وكدام درمان ساختى؟ عورت گفت: (كه) من داروئى نداشتم ونكردم، خداى تعالى [مرا] صحت بخشيد، گفتند: (عالم) عالم اسباب است، آخر از تو چه حركت در وجود آمد، وچه عمل كردى؟ [6] آن عورت حنا بستن دختر باز گفت، وحديث تر كردن انگشت، ورسيدن اثر حنا بدهان خود، همگنان اتفاق كردند كه دافع اين [7] علت حناست، وهمچنان بود. كه آن حال در ميان قلعه افتاد، واين حديث منتشر گشت، كار بجائى رسيد، كه هر كه را اين علت ظاهر ميشد، حنا در دهان مىفگند، وصحت مى يافت چنانكه يك من حنا به مبلغ دويست وپنجاه دينار (زر) سرخ شد [8] وهر كه حنا داشت، مال خطير از بهاى آن حاصل كرد.

حق تعالى را لطايف بسيار است با بندگان، اما اجل را هيچ تدبير نيست، عاقبت ملك تاج الدين ينالتگين [9] را بر چشم تيرى آمد، ويك چشم او برفت (و) بعد از ان ناگاه بر سر برجى جنگ ميفرمود، [10] پايش از جاى بشد، از بالاى قلعه بزير افتاد، وگرفتار گشت، وشهيد شد وقلعه ارگ سيستان بدست كفار افتاد «خلق را شهيد كردند-

[1] مط ومب: ما در تو،

[2] مط ومب: بزبان

[3] مط ومب: شده

[4] مط ومب: آشنايان وهمسايگان

[5] مط ومب: به تعجب

[6] مط ومب: از تو چه حركت وعمل در وجود آمد، آن عورت

[7] مط ومب: آن

[8] مط ومب: رسيد،

[9] مط ومب: نيالتگين- راورتى. بيالتگين

[10] اصل: مى فزود.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت