فهرس الكتاب

الصفحة 445 من 964

(بنى اسرائيل) او را آداب ملوك وخدمت درگاه (خلافت و) سلاطين (و شرايط تعظيم) دار الخلافه تعليم دادن گرفت وبجهت او لباس قبا وكلاه وموزه وزين استعداد (كرد) سوارى وكار بستن اسلحه تلقين وتفهيم مهيا ومرتب ميكرد، چنانچه منازع او شيش [1] بن بهرام را از ان جمله هيچ معلوم نبود تا چون بدار الخلافه رسيدند، شيش [1] بن بهرام همچنان با لباس مختصر غوريانه كه در خانه معهود او بود در رفت، وامير بنجى نهاران با لباس اميرانه و (زى) مهترانه، واستعداد وآداب، بحضرت خلافة آمد، بعد آداب [2] خدمت درگاه خلافت، بوقت فرصت (هر دو) آنچه مقصود هر دوى ايشان بود با شرايط خدمت، بموقف عرض رسانيدند، وحال منازعت با يك ديگر بخدمت وزير واستاد الدار [3] باز گفتند ومقصود ومطلوب كلى در ميان آوردند. أمير المؤمنين هارون الرشيد، بعد از آنچه قصه ايشان را مطالعه فرموده بود، ونظر مبارك او بحال ايشان ملحق شده، در حق امير بنجى نهاران تربيت فرمود. چون امير بنجى نهاران از جمال نصيب شامل ونصاب كامل داشت، وبحسن طبيعت [4] وطراوت زينت آراسته بود، بر لفظ مبارك أمير المؤمنين رفت: هذا قسيم [5] ، يعنى اين بنجى نيكورويست، وآداب امارت واسباب فرماندهى وايالت وحسن صورت وصفاء [6] سريرت، جمع دارد، امارت غور حواله او بايد فرمود، وپهلوانى (لشكر) ممالك غور حواله شيش [7] بن بهرام بايد كرد، وبه تشريف دار الخلافه هر دو بدين اسم مشرف شدند وبجانب غور باز آمدند بحكم فرمان حضرت خلافه مراجعت كردند، واز آن عهد لقب سلاطين شنسبانى از لفظ مبارك أمير المؤمنين هارون الرشيد قسيم أمير المؤمنين گشت (رحمهم الله اجمعين) چون هر دو تن بغور باز آمدند، امارت شنسبانيان وپهلوانى شيثانيان را، وتا بدين عهد هم بدان [8] قرار بود. سلاطين انار الله براهينهم همه شنسبانى بودند

[1] اصل: سيش

[2] مط: وبعد از يافت خدمت

[3] مط: واسناد دار الخلافه

[4] مط: طينت.

[5] مط: كه هذا قسيم أمير المؤمنين

[6] مط: وصفايى

[7] اصل: سيش

[8] مط: بران.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت