و بشام رفت، ونسطور [1] راهب را بديد، بمكه باز آمد، بيست وچهار ساله بود، واز آن پس بدو ماه خديجه را رضوان الله عليها بزنى كرد، واز پس آن بده سال بنياد كعبه را نو كردند، ودر قبايل عرب خلافى افتاد در نهادن حجر الاسود، بحكم اشارت مصطفى صلّى الله عليه وسلّم رضا دادند وبران برفتند. واز پس آن به پنج سال بروى وحى آمد، وپيغامبر عليه السّلام والتحيه در ان وقت چهل ساله ودوازده روزه بود، وحى روز آدينه بيست وهفتم ماه رجب آمد، واز پس آن به پنج سال جنگ حصار شعب [2] بود، واز پس آن به چهار سال ودو ماه ودو روز، مرگ ابو طالب بود، واز پس مرگ ابو طالب سه روز مرگ خديجه بود، واز پس مرگ خديجه به ماه وشش روز هجرت طايف بود، زيد بن حارثه [3] را با خود ببرد، وبيست وهشت روز آنجا ببود وبمكه باز آمد، واز پس آن به يك سال وشش ماه وشش روز معراج بود. واز پس آن به يك سال ودو ماه ويك روز هجرت بود از مكه بمدينه، وپيغامبر عليه السّلام درين وقت پنجاه ساله بود، ميان مبعث وهجرت دوازده سال بود ونه ماه. واز پس آن چهار ماه وچهار روز تزويج فاطمه بود رضى الله عنها. واز پس تزويج فاطمه به چهارده روز فاطمه را به على كرم الله وجهه سپرد، واز پس هجرت بيك سال ونه ماه، روزه ماه رمضان فريضه گشت، واز پس آن به سيزده روز فرمان آمد بقبله گردانيدن از بيت المقدس بسوى كعبه، واز پس آن يك ماه ودو روز كار زار بدر بود، واز پس آن بيك ماه كارزار بنى سليم بود وپس آن به شش ماه وچهار روز ولادت حسن بود بن على كرم وجهه ورضى الله عنهما، واز پس آن به بيست روز حرب احد بود، واز پس آن به يك سال، ودو ماه وده روز كارزار بنى النضير بود، واز پس آن بيست وهشت روز ولادت حسين بن على بود رضى الله عنه واز پس آن بشش ماه ويازده روز تزويج ام سلمه بود واز پس آن به يك ماه وبيست و
[1] اصل: نسوه، مورخان قديم نام اين راهب را تصريح نكرده اند، ميرخوند وديگر متأخرين نسطور وقسطور نوشته اند. محمد حسين هيكل در حيات محمد ص گويد: كه يك نفر راهب نسطورى درين سفر با حضرت محمد (ص) سخن گفت.
[2] اصل: ثعب، ولى شعب درست است، مطابق بقول مسعودى: وفي سنة ست واربعين كان حصار قريش للنبى ص وبنى هاشم وبنى عبد المطلب في الشعب.
[3] اصل: حارث.