فهرس الكتاب

الصفحة 433 من 964

واز آنجا بزمين آذربيجان رفت، وكافر گرج [1] را بشكست، وآن ممالك در ضبط او آمد، وبا لشكر روم وشام مصاف كرد ومنهزم شد وبعاقبت صلح افتاد ميان او وميان لشكر شام [2] ، وترنى [3] مغل كه ملتان را حصار داده بود، به نزديك او رفت از پيش چنگيزخان، واسلام آورد، چند كرت لشكر مغل در عقب او برفت وفتح او را بود، بعاقبت در شهور سنه ثمان يا سنه تسع وعشرين وستمائة، در سرحدهاى آذربيجان بطرف شام وديار بكر لشكرگاه داشت، لشكر مغل مغافصة بدو رسيد منهزم شد بموضعى رسيد از ولايت اخلاط وبه ديهى منزل كرد، شحنه ديه او را بشناخت در مصافى كه با شاميان كرده بود، برادران وفرزندان شحنه را كشته بود. آن شحنه برين وقت، چون بر وى دست يافت او را شهيد كرد، وديگر روز به پادشاه شام اعلام دادند تأسف بسيار خورد، وكشنده او را سياست فرمود.

درين حادثه خواهر اتابك فارس بشام افتاد، او را اعزاز كردند وبپارس باز فرستادند، ودولت خوارزمشاهيان منقرض گشت، وبقاياء ملوك وحشم ايشان در زمين شام ومصر بودند. رحمة الله عليهم اجمعين وادام الدولة السلطانية الناصريه والسلام.

[1] اصل وپ: كرخ. راورتى: گرج

[2] اصل: لشكر شاه

[3] كذا. راورتى: تورتى.

پ: لشكر شام وديگر مغل كه ملتان را ... الخ.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت