فهرس الكتاب

الصفحة 526 من 964

سلطان علاء الدين محمد شهر فيروزكوه را به معتمدان سلطان خوارزمشاه [1] تسليم كرد، واو را بخوارزم بردند، واعزاز واكرام بسيار فرمود [ند] وبنزديك ملكه جلالى كه در حباله او بود، ودختر سلطان غياث الدين محمد سام منزل كرد، ومدتى در خوارزم با هم بودند، چون قضاء اجل در رسيده برحمت حق پيوسته [2] ، ودر عهد امارت ومملكت خود معتمدان فرستاده بود، ودر جوار شيخ با يزيد [3] بسطامى عليه الرحمه موضعى حاصل كرده ومرقد خود را معين گردانيده، چون برحمت حق پيوست وصيت كرد: تا او را از خوارزم (به بسطام) نقل كردند [4] چون بوصيت او را بطرف بسطام آوردند، خادم خانقاه بسطام در شب [5] شيخ بايزيد [6] را در خواب [7] ديد كه فرمود: كه فردا مسافر ومهمانى ميرسد، بايد كه شرايط استقبال بجاى آرى! خادم خانقاه بامداد از بسطام بيرون آمد، بقدر يك پاس از روز از طرف خوارزم محفه سلطان علاء الدين محمد برسيد، باعزاز او را در بسطام آوردند ودفن كردند، وملوك غور وسلاطين شنسبى بر انقراض ملك او ختم شدند.

رحمة الله عليهم اجمعين وادام دولة السلطانية الناصرية المحموديه [8] .

[1] مط: به معتمد او سلطان محمد خوارزمشاه.

[2] مط: اجل در رسيد، برحمت حق تعالى پيوست

[3] اصل: شيخ ابو يزيد.

[4] مط: كنند.

[5] مط: دو شب.

[6] اصل: ابو يزيد.

[7] مط: بخواب.

[8] مط: اجمعين ملك تعالى سلطان اسلام ناصر الدنيا والدين ابو المظفر محمود را بر تخت جهاندارى پاينده داراد، بمحمد وآله اجمعين، آمين رب العالمين.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت