بواسطه عشرت تمام مهمل ومعطل [1] مى ماند، (و) تركان غزنين وملوك معزى به نزديك سلطان تاج الدين يلدوز، در خفيه مكتوبات در قلم آوردند، واو را استدعا نمودند، تاج الدين از كرمان، عزيمت غزنين كرد، چون قرب مسافت بود مغافصه بغزنين آمد. سلطان قطب الدين را چون آگاهى شد از طرف غزنين [2] بطرف هندوستان از راه [3] سنگ سوراخ باز آمد، چون هر دو يك ديگر [4] را خسرو داماد بمنزلت پدر وپسر بودند، المى بيكديگر نرسانيدند، وبعد ازين ملك غزنين بسلطان محمد خوارزمشاه مضاف شد ودر تصرف ملوك خوارزم آمد [5] ، چنانچه پيش ازين بتحرير پيوسته است.
اين طبقه ختم شد از شنسبانيان وبندگان ايشان بعد ازين طبقه سلاطين هندوستان در قلم آريم، واول ايشان ذكر سلطان قطب الدين ايبك ومآثر او در هندوستان، بمقدار آنچه اين نسخه احتمال كند در قلم آيد [6] بمنه و [كمال] كرمه، اللهم ارحم كلهم آمين.
[1] مط: مهمل ومختل.
[2] مط: از جانب
[3] مط: براه (رك: 62)
[4] مط: وهر دو در يك ديگر خسرو.
[5] مط: ملك غزنين در تصرف سلطان محمد خوارزمشاه آمد، ودر تصرف ملوك خوارزم، چنانچه.
[6] اصل: آمد.