از آن زن دو پسر آمد بيك شكم، يكى عيص [1] دوم يعقوب، مهتر اسحاق، عيص را دو ستر داشتى، ومادرش يعقوب را دو ستر داشتى، ومهتر اسحاق در آخر عمر پوشيده چشم شد، روزى عيص را گرفت: برو براى من شكارى آر، واز ان به جهت من طعامى بساز، تا ترا دعا گويم، عيص بطلب صيد برفت، مادر مهتر يعقوب را خبر كرد، كه بزغاله ذبح كن، وپوست او در ساعد خود كش وطعامى از گوشت او نزديك پدر آر، تا ترا دعا كند. يعقوب بفرمان مادر همچنان كرد، مهتر اسحاق او را دعا كرد، تا خداى بر نسل او بركت كند، واز فرزندان او پيغامبران انگيزد، ببركت اين دعا، حق تعالى از پشت يعقوب، هفتاد هزار پيغامبر بفرستاد. چون عيص از صيد باز آمد، شكارى بخدمت پدر آورد، اسحاق گفت: آن دعاء برادرت يعقوب برد، اما ترا دعائى كنم: كه نسل ترا بركتى باشد، واز پشت تو پيغامبرى صابرى آيد، يعنى ايوب. پس دعاء مهتر اسحاق مستجاب شد، وهمه تركان روم وپادشاهان عجم، از فرزندان عيص اند، وايوب پيغامبر عليه السّلام ومهتر اسحاق صد وهشتاد [2] ساله بود، چون برحمت حق پيوست، در جوار مهتر ابراهيم دفن كردند، صلوات الله عليهم. والسلام على من اتبع الهدى.
مهتر يعقوب عليه السّلام پيغامبر خداى بود، چون بحد جوانى رسيد، مهتر اسحاق
[1] تورات: عيسو.
[2] مسعودى: صد وهشتاد وپنج.
جدول اسباط در اصل نسخه لا يقرأ بود، اين نامها از مروج مسعودى (ج 1 - 27) نگاشته شد، ولى در تورات (تكوين- 35) چنين است: از بطن ليئه 1 - را وبين، 2 شمعون 3 لاوى 4 يهوذا 5 يساكر 6 - زبولون، از بطن راحيل: 7 يوسف 8 بنيامين. از بطن بلهه جاريه راحيل: 9 دان 10 تفتالى. از بطن زلفه جاريه ليئه: 11 جاد 12 اشير. ابو الفدا هم اسامى اسباط را چون مسعودى آورده است، ولى بعوض كان، كاز مينويسد (ص 37 ذيل طبرى) .