از ناگور بر سمت اچه رفت وبه شيرخان پيوست ومأخوذ شد [1] وقلعه اچه به شيرخان تسليم كرد، واز آنجا روى بحضرت نهاد، روز يكشنبه هفدهم ماه ربيع الآخر، سنه تسع واربعين وستمائة بخدمت درگاه اعلى پيوست، خطه بداون نامزد او شد، وهم درين سال روز يكشنبه دهم ماه جمادى الاولى سنه تسع، كرت دوم، قضاء ممالك وحكومت حضرت، بامر اعلى اعلاه الله به (دين) داعى دولت منهاج سراج مفوض گشت.
و روز سه شنبه بيست وپنجم ماه شعبان سنه تسع رايات اعلى بطرف كاليور [2] وچنديرى ونروال [3] ومالوه حركت فرمود، ودر ان سفر تا نزديك مالوه رفت [4] ، وجاهرا جار [5] كه بزرگترين رايگان [6] آن بلاد (و بقاع) بود، بقدر پنج هزار سوار، ودو لك پياده (داشت) منهزم گشت، وقلعه نرول [7] كه عمارت كرده بود فتح شد ونهب گشت
[1] اصل: وبا خود شد
[2] راورتى: گواليور
[3] مط: ونروال ومالوه. راورتى:
نرول (نرور) ومالوه، كه در هندى (ل) همواره به (ر) ابدال ميگردد، در چهل ميلى شرق بهوپال واقع است بمرض 23 درجه 18 دقيقه شمالى وطول 78 درجه شرقى.
پ: نرول ندارد.
[4] مط: برفتند
[5] متن راورتى: چاهراجار. نسخ خطى وى:
چاهو، چاهده، اجاراجارنه، ودر اكثر: چاهراجار. مط واصل: جاهراجار. مآخذ مط:
جاهرا جاد، جاهوار جار. در حاشيه مط مينويسند: كه اين نام در تواريخ ديگر (جاهرديو) است، راورتى گويد: كه بقول توماس (شاهان افغان ص 70) چهندا ديوا است واين هم مشكوك بنظر ميآيد. چه اين راجه معاصر با جداد ايلتمش بوده است، اجار شايد اچاريه LAcharya باشد بمعنى راهبر ومعلم، كه در برخى موارد رانه اجار، رانه اجارى، جاهرا جارى هم آمده واجارى در سنسكريت بمعنى شخص ثابت ومحكم در آداب دينى است، قرارى كه هدسن در كتاب ( SKetchofBoddhism ج 2 ص 221 - 245) مينويسد: وجره اچاريه VajraAchARyA از طبقات مهم بودائى بود، واين نام بصورت مختلف برين راجه اطلاق شده: تاريخ مباركشاهى: هرجاديو. طبقات اكبرى: اچارديو. فرشته: جاهرديو ساهرديو در ظفر الواله (1: 716) راى جاهر، اجراست، كننگهم اين كلمه را مصحف اساوارى شمرده كه بر مسكوكات چهندا ديوا راجه. رن تمبهور ديده مى شود (مسكوكات هند در قرون وسطى 91) از تعابير منهاج سراج: رانه اجار، رانه اجارى پيداست كه اجار نام جائى بود وبايد همين ارجارديه معروف 18 ميلى شرق جنوب جهانسى باشد كه يك ايستگاه كنونى راه آهن جهانسى ومانك پور است (هوديوالا 2: 730)
[6] مط وپ: رانگان
[7] مط:
و قلعه بلور. حاشيه مط: قلعه بزرگ يا بكور. بعضى كتب: قلعه بزور.