فهرس الكتاب

الصفحة 684 من 964

بطرف شهر راندند [و عطف ايشان از لشكرگاه بجانب شهر، روز دوشنبه سيوم ماه جمادى الاخرى سنه خمس وخمسين بود، از سامانه بتعجيل راندند] كه دو روز ونيم بعد مسافت صد كروه را قطع كردند، بامداد بعد از نماز بدر شهر راندند [1] ، ودر حوالى شهر طواف [2] كردند، وشب را در ظاهر دهلى ميان باغ جود وكيلوكهرى [3] وشهر لشكرگاه ساختند. وچون آن ملوك ولشكر بر اميد وعده آن مكتوبات بباغ جود [4] رسيدند، فضل خدائى [5] آن بود: كه پيش از آن بدو روز، جماعت مخالفان از شهر روان شده بودند [6] . چون آن ملوك را از نقل ايشان معلوم شد، در كار خود متأنى شدند، واز حضرت پادشاه فرمان شد، تا دروازه هاء شهر ببستند. وچون لشكر از شهر غايب بود، استعداد جنگ كردند وامير الحجاب علاء الدين [7] اياز زنجانى [8] نايب [9] امير حاجب، والغ كوتوال بك جمال الدين نشاپورى [10] ، وديوان عرض ممالك نصرهم الله، در محافظت شهر واستعداد مرد جنگ، آثار پسنديده نمودند، ودر ان شب بر باره شهر امراء وسر خيلان ومعارف شهر را نامزد كردند. چون بامداد روز جمعه شد حق تعالى لطيفه ئى ساخت، وملك كشلوخان عزيمت مراجعت كرد، وملوك ديگر ووالده سلطان ملكه جهان چون مشاهده كردند [كه آن انديشه باز نخواند] [11] جمله (بر) بازگشتن اتفاق كردند، وبيشتر حشم ايشان [آن بود كه با ايشان] در مراجعت موافقت ننمودند، ودر حوالى شهر مقام كردند، وبسيار از اكابر ومعارف دست راست [12] طلب كردند، وبخدمت درگاه پيوستند، وآن ملوك

[1] مط: قطع كردند وروز پنجشنبه ششم ماه جمادى الاخرى بباغ خود نزول كردند، بامداد بعد از نماز بدر شهر آمدند

[2] مط: طوف

[3] اصل: باغ حور وكتلوكهرى. مط وراورتى وپ: مانند متن.

كيلوكهرى بر ساحل جمعنا داراى عمارات قشنگى بود، امير خسرو در قران السعدين ذكر آنرا كرده، مقبره همايون بابر در آنجاست

[4] اصل: باغ جود، در بعضى نسخ باغ خود است. در ظفر الواله (1: 722) البستان المعروف باغ جوز است. قرائت صحيح آن باغ جود باشد كه برنى نيز بچنين املا آورده است.

[5] مط: خداى تعالى

[6] مط: مخالفان را از شهر روان كرده بودند

[7] راورتى: بن اياز.

پ: مانند متن.

[8] در يكى از نسخ: ريحانى. پ: زنجانى

[9] راورتى: ونايب

[10] اصل:

نيساپورى.

[11] اصل: بخواند

[12] مترجمان انگليسى اين جمله را به وعده امان ترجمه كرده اند در تاريخ برنى (488) گويد: شهاب سلطانى را بدست راست فرود آورد، در برهان قاطع (ص 859) دست دادن بمعنى بيعت كردن وآرام گرديدن آمده، ودست راست كنايه از وزير اعظم هم هست.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت