فهرس الكتاب

الصفحة 761 من 964

كشيده اند، ودر كنج [1] خوف وهراس آراميده، واز ان عهد كه در سلاطين دولت بندگان درگاه جهان پناه شمسى مندرج است [2] بهمه اوقات موقر بوده، وهر ناحيت واقطاع وولايت كه بتصرف او مفوض شده است بسبب عدل وكياست او، آن طرف عمارت پذيرفته است، وعامه رعايا آسوده بودند، واز تعدى وظلم ايمن وساكن گشته، ودرين مدت كه امير داد ممالك دهلى شده است (بطريق) ده يازده مرسومات [3] كه امير دادان، پيش او ستده اند [4] نه ستده است وتعلق نه كرده، وجائز نه شمرده، ودر اوايل احوال كه (از) قبايل قفچاق [5] ووطن اصلى خود بقيد واسر مبتلا شده [6] بخدمت خواجه منعم شمس الدين عجمى افتاد، كه ملك التجار بلاد عجم وعراق وخوارزم وغزنين بوده است، تا بدين عهد او را بدان بزرگ بازخوانند، وچون (بخدمت) درگاه اعلى شمسى [باز] رسيد، وسلطان او را بخريد، مرتبت ومكنت يافت، وآثار جلادت وصرامت [7] كه در ناصيه او بود، سلطان سعيد طاب ثراه او را به مهمات بزرگ، باطراف ممالك مى فرستاد وخدمات ميفرمود، تا در عهد سلطان رضيه سهم الحشم [8] شد ودر عهد سلطان معز الدين (بهرامشاه) امير داد كرده گشت، وچون تخت به سلطان علاء الدين رسيد ودر شهور سنه اربعين وستمائة امير داد حضرت اعلى [شهر] دهلى شد، اقطاع امير داد [9] ومسند بدو رسيد.

بعد از چندگاه چون تخت بسلطان السلاطين ناصر الدنيا والدين رسيد، اقطاع بلول وكامه [10] با مسند دادبكى [11] بدو مفوض فرمود وبعد از مدتى ولايت برن يافت. ودر ان حدود متمردان [دين]

[1] اصل: در آنچه

[2] مط: از ان عهد كه دولت سلاطين بندگان درگاه جهان پناه شمسى مندرج گشته است، نسخ معتبر راورتى مانند متن بوده

[3] مط: موسومات، ولى صورت متن اقرب بصواب بنظر مىيد،

[4] مط: پيش ازو مى ستدند،

[5] اصل: خفجاق

[6] مط: خود افتاده واسير طغا گشت بخدمت ... اما صورت متن صواب است،

[7] كذا در مب واصل، واين صحيح است، در سطور پيشتر كه سر است وسر امت آمده، صورت اصح آن همين است.

[8] مط: شهم الحشم، ولى در اصل وراورتى سهم الحشم است،

[9] مط: امر داد، راورتى هم اقطاع امراى داد ترجمه كرده،

[10] مب وراورتى: پلول وكامه

[11] مط: مسند داد بدو مفوض شد،

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت