فهرس الكتاب
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
بود، في الجمله آن [1] رانه سر راه لشكر اسلام در [آن] مضايق [لورها] از آب كرانه بگرفت [2] اين داعى از لفظ نصرت الدين تايسى شنيد، كه هرگز در هندوستان هيچ خصم پشت من نديده، آن هندوك اجارى چنان بر من حمله [مى] كرد كه گوئى گرگيست، كه در رمه گوسفندان مىفتد، از پيش او مرا عطف بايست كرد، تا از طرف ديگر درآمدم، واو را بزدم ومنهزم گردانيدم.
اين حكايت بجهت آن آورده شد (تا) خوانندگان [3] را روشن گردد، كه شهامت وجهانگيرى الغ خان [4] معظم، تا چه اندازه بود؟ كه [بيك كشش] اينچنين خصمى را مقهور (و منهزم) گردانيد، وقلعه نرول [5] كه حصنى نامدار است از (دست) تصرف او بيرون كرد، ودر ان سفر ولشكر [ى] از شهامت [و جلادت] وجهاد آن نمود، كه بروى روزگار يادگار بماند [6] وروز دوشنبه بيست وسيوم ماه ربيع الاول سنه خمسين [7] وستمائة، رايات اعلى (بحضرت باز آمد، مدت شش ماه بدار الملك جلال مقام افتاد، تا روز دوشنبه دوازدهم ماه شوال سنه خمسين وستمائة رايات اعلى) بطرف [8] بالا [و] جانب آب بياه نهضت فرمود، ودرين وقت ملك بلبن مقطع بداون بود، وملك قتلغ خان مقطع بهيانه [9] هر دو ملك را استدعا بود، از حضرت اعلا، وايشان هر دو با كل ملوك درين لشكر بدرگاه سرادق جلال حاضر بودند، چون رايات همايون باطراف آب بياه رسيد، عماد الدين ريحان در سر با ملوك بساخت، وهمه را از دولت الغ خانى [10] حسد تمام، زحمت دادن گرفت ونظر [11] حساد را از (ان) رونق جلال او تفاوت ظاهر (مى) شد، قصد آن كردند، تا مگر به شكارگاهى [12] يا (در) مضيق لوره [13] يا در گذر آبى ذات مبارك وعنصر همايون [14] الغ خانى [15] را زحمتى دهند، ويا المى رسانند، يريدون ان يطفئوا نور الله بافواههم ويأبى الله الا ان يتم نوره [16] كار دولت الغ خانى [17] به عصمت محافظت
[1] مط: اين رانه
[2] مط: از آب سندى بگرفت
[3] مط: خواندگان
[4] اصل: الوخان،
[5] كذا در اصل وراورتى، مط: بزور يا بزول- برول- كه در صفحات گذشته شرح داده شد.
[6] مط: ماند
[7] اصل خمس، مط وراورتى (650 ه) واين صحيح است
[8] ، مط: بجانب
[9] اصل: بهتانه
[10] اصل: الوخانى
[11] مط: ورونق حساد
[12] اصل: پشكارى
[13] مط توره، ولى لوره صحيح است، كه شرح آن گذشت،
[14] مط: ميمون
[15] اصل الوخانى
[16] قرآن، التوبه 32
[17] اصل: الوخانى، مط، الغ خان را