وقلاع غرستان [1] به عميد ابى پهلوان شروان [2] وقلاع غور بملوك [3] غور سپرد، وشهر فيروزكوه بملك مبارز الدين شيرازى [4] داد، وقلاع [5] تولك بامير حبشى نيزه ور، مفوض فرمود. ودر هر قلعه وشهر (ى) يكى را از معارف ملوك ترك (و غورى) وتاجيك نصب كرد.
چون سلطان محمد خوارزم شاه، بطرف مازندران بهزيمت رفت، ولشكرهاى اسلام، پريشان شد، چنگيزخان از ضبط بلاد سمرقند فارغ شد، وسوار در عقب سلطان محمد روان كرد، لشكرهاى ديگر، باطراف خراسان نامزد شد [6] وارسلان خان قيالق [7] كه مسلمان بود، بقدر شش هزار سوار مسلما (نا) ن داشت، همه عجمى، با طولان جربى [8] ولشكر مغول، بپاى حصار ولخ طخرستان فرستاد [9] وخود با لشكر قلب از سمرقند بپاى قلعه ترمذ آمد، وجنگ پيوست، وبعد از چند روز (كه مسلمانان ترمذ) جنگها (ى) بسيار كردند، ومغل بسيار را بدوزخ فرستادند، ومسلمان بسيار شهيد شدند، اهل حصار ترمذ را بسنگ منجنيق عاجز گردانيدند، وآن قلعه را بگرفت، وجمله را شهيد كرد.
و از آنجا لشكرهاى مغل، بطرف خراسان وغور وغزنين فرستاد، وهر لشكر كه بطرف خراسان مى فرستادند، ممر ايشان [10] بر نصر كوه طالقان
[1] مط ومب وراورتى: غرجستان (ر: 29)
[2] كذا في الاصل، مط: عميد ابى سهلان شيران، مب: عميد ابى مهلان شيران، راورتى شيران، عميد (سردار) ابو سهلان، وى گويد كه ابو سهلان قبيله عربى است، ودرين اوقات به كنارهاى جيحون برخى از قبايل عرب ميزيستند.
[3] مط ومب: به ملك غور
[4] كذا في الاصل، مط: برداى، كه در حاشيه بحواله نسخ خطى سردارى وشيرازى هم آمده، در راورتى ومب سبزوارى است.
[5] مط ومب: قلعه،
[6] مط ومب: كرد
[7] مط ومب: فيالق، اصل، قبالق، ولى راورتى گويد، كه قيالق از قبايل ترك است كه قرلغ هم ازين طايفه مى باشد.
[8] اصل:
عجمى باطراف حربى. مط ومب: عجمى طولان وجزيى، راورتى: عجمى با طولان جزبى، از روى ضبطهاى مختلف نسخ بصورت تخمينى تصحيح شد، طولان شايد علمى باشد، وچربى همان كلمه ايست كه شرح داده شد.
[9] مب: بلخ تخارستان، ولى در مط وراورتى ولخ تخارستان آمده، كه شرح داده شد، وطخرستان املائى است از كلمه طخارستان كه برخى از جغرافيون اين طور هم ضبط كرده اند
[10] اصل: هم ايشان