فهرس الكتاب

الصفحة 941 من 964

داشت به نزديك كيك آمد وگفت اگر ميخواهى تا تخت پادشاهى ولشكر مغل بر تو باقى ماند، از دو كار يكى بكن، يا آنكه تمام مسلما (نا) ن را بقتل رسان، ويا آنكه توالد وتناسل ايشان را قطع بكن، مدتى برين نهج كيك را باز مى نمود، وبدين فساد اغرا مى كرد، ولطايف حيل مىنگيخت، كشتن مسلمانان به سبب كثرت در بلاد چين وتركستان وتنكت دست نمى داد، بدان مقرر گردانيد [1] كه صواب آن باشد كه فرمان نافذ گردد، تا جمله مسلمانان را خصى (كنند) ومجبوب [2] گردانند، چنانچه نسل ايشان منقطع گردد، ومملكت مغل از خروج وفساد ايشان بسلامت ماند، چون آن تعدى وظلم برين وجه در مزاج كيك قرار گرفت وبرين بياراميد، فرمان داد، تا مثالى بجمله اطراف ممالك مغل از اقصى چين وماچين تا نهايت عجم وعراق وروم وشام اصدار كنند، وهمه فرماندهان مغل [3] كه باطراف ممالك نصب اند، تا برين جمله فرمان را انقياد نمايند، وامتثال واجب دارند، چون آن مثال در قلم آمد به نزديك كيك آوردند، ونشان كرد، به شنگرف، كه آن را الطمغاج [4] مى گويند، بلغت تركى، پس آن مثال بدان توين مغل داد، كه هم تو اين مثال (را) بكل ممالك تبليغ كن، ودرين باب جد بليغ نماى! چون آن ملعون خاكسار، از بارگاه كيك [اين مثال بر دست گرفته با فرح واستظهار تمام از بارگاه] بيرون (مى) آمد، سگى بود، كه مدام بر درگاه وحوالى تخت واطراف مركب خاص [5] وموكب اختصاص كيك بودى [6] وداغ خاصگى بر طوق زرين مرصع او ثبت بود، سگى كه بر هزار شير عرين [7] وببر گزين به حمله وجرأت [8] ترجيح وتفضيل [9] داشت.

اين سگ در بارگاه بود، چنانچه گرگ در گوسپند وآتش در پنبه [10] افتد، او را [11] فرو گرفت وبر زمين زد، وآنگاه

[1] مط ومب: وبرين قرار دادند

[2] اصل: مخنوث،

[3] مط ومب: كنند بر همه فرمان دهان مغلان

[4] كذا در مط ومب واصل وراورتى:- الطمغاج، دنكن فوريس در قاموس خود مى نويسد كه التمغا لغت تركى است، امضا ومهرشاهى را گويند كه بخط قرمز بود

[5] مط ومب موكب خاص

[6] مط ومب: ومركب اختصاص كيك مى بود

[7] مط ومب واصل: غزين، ولى عرين بعين مهمله بر وزن قرين بمعنى بيشه است كه شير را بدان نسبت كنند، (غياث)

[8] اصل، گزين بجهت جرادت

[9] مط ومب: تفضيل وترجيح

[10] مط ومب:

در سپند

[11] مط ومب: افتد آن نوين بدكيش را فرو،

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت