بتخت نشست، چون ملوك وسلاطين غور انار الله براهينهم مملكت آل محمود را در تزلزل انداخته بودند، وغزنين را وبست وزمين داور وتكين آباد [1] از دست ايشان بيرون كرده [2] وخراب گردانيده [3] ووهن بدان دولت راه يافته (بود) ورونق ملك برفته خسرو شاه چون بتخت نشست ضعيف بود، ملك را ضبط نتوانست كرد، وجماعت غزان بر خراسان استيلا آورده بودند، عهد سلطان سعيد سنجر گذشته بود، فوجى بطرف غزنين آمد، وخسرو شاه با ايشان مقاومت نتوانست كرد، بطرف هندوستان آمد، وغزنين از دست او بيرون شد، بدست غزان افتاد ومدت دوازده سال ايشان داشتند، تا سلطان سعيد غياث الدين محمد سام انار الله برهانه لشكر از غور بطرف غزنين آورد، ولشكر [4] غز را بشكست وغزنين بگرفت وسلطان سعيد معز الدين محمد سام را بتخت غزنين بنشاند، وخسرو شاه به لوهور هندوستان آمده بود، ملك او هفت سال بود، برحمت حق پيوست. والله اعلم بالصواب حق تعالى [مملكت] پادشاه مسلمانان ناصر الدنيا والدين را باقى وپاينده داراد. آمين ورب العالمين.
تاج الدولة سلطان حليم خسرو ملك نور الله مرقده به لوهور بتخت نشست واو پادشاه در غايت حلم وكرم بود، وحيا وعشرت دوست وصفات (حميده بسيار داشت اما چون) برساته [5] (دولت) خاندان خود افتاده بود، از وى ذكرى جميل (نماند) ودولت آن دودمان بدو منقضى [6] شد وفتور در كار سلطنت او به آخر ظهور پذيرفت، وجمله امراء وكارداران ملك او از اتراك واحرار از وى مستريد [7] گشتند، وخادمان وحران، امارت ولايت وفرماندهى ملك بر دست گرفتند، واو دايما در عشرت بافراط مشغول بود.
[1] اصل: تكباد
[2] مط: كسرد
[3] مط: گردانيد
[4] مط: وترادف غز را بشكست.
[5] اصل: برهاقه
[6] مط: منتهى
[7] مط: متزايد. در حاشيه مط گويد كه در بعضى نسخ مستريد ومسريد هم آمده.