فهرس الكتاب

الصفحة 438 من 964

شقنان وطخارستان بر وجه شكار وطوف جبال غور، چند كرت آمده بود، وآن موضع را از كثرت چشمه سارها هزار چشمه نام بود، بسطام در اين وقت بسبب لشكر افريدون بغور آمد، ودر پاى كوه زار مرغ [1] سكونت ساخت واينجا از اصحاب تاريخ دو روايت است. يك روايت آنست [2] كه در قلم آمد دوم روايت آنست [3] از منتخب ناصرى: كه يكى از اكابر غزنين در عهد سلطان غازى معز الدين محمد سام نور الله مضجعه [4] پرداخته است:

چنين روايت كند: كه چون افريدون بر ضحاك غالب شد وممالك بگرفت، دو برادر او وفرزندان او به نهاوند افتادند، برادر مهتر را (كه) سور نام بود امير شد، و (برادر) كهتر را كه سام نام بود سپه سالار شد، وامير سور را دخترى بود، وسپه سالار را پسرى. هر دو عمزادگان از خوردى [5] نامزد يك ديگر بودند، ايشان دل بر همديگر نهاده، سپه سالار سام وفات كرد، وپسر او (نيك) شجاع ومبارز رسيده بود، چنانچه دران عهد بمردى وجلادت نظير نداشت، بعد از فوت پدر او حاسدان پيدا آمدند واو را پيش امير (سور) سعايتها كردند، عم را دل بر وى گران شد، وعزم كرد: تا دختر (را) بملكى دهد از ملوك اطراف. چون آن دختر را خبر شد عمزاده را اعلام داد، شبى بيامد ودر قلعه بكشاد، وده سر اسپ گزيده از آخر امير سور باز كرد، ودختر (را) واتباع او را برنشاند، وچندانچه امكان داشت از نقود برگرفت، وروان شد، وخود را بر سبيل تعجيل به كوه پايهاء غور انداخت [6] ، وآنجا مقام داشت [7] ، وگفتند:

زومنديش [8] ، آن موضع را منديش [9] نام شد وكار ايشان آنجا استقامت پذيرفت [10] ، وبروايت اول: چون امير بسطام واتباع او بدان موضع مقام ساختند، خبر به افريدون بردند. خواست تا سيوم كرت لشكر نامزد قمع وقلع بسطام واتباع او كند، واو را بدست آرد، پسران افريدون

[1] متن اصل: زار مرغ، بالاى زار (سار) هم نوشته شده. در نسخ راورتى: مرغزار وزلومرغ هم آمده. پ: رامرغ.

(ر: 26)

[2] مط: ابن است

[3] مط: وروايت دوم از منتخب تاريخ ناصرى

[4] مط: ضريحه

[5] مط: خوردگى

[6] مط: انداختند

[7] مط: مقام ساختند.

[8] اصل: زومنديس. مط وپ ونسخ راورتى: زومنديش

[9] اصل: ملنديش مط: بمنديش متن راورتى: منديش. نسخ راورتى: لمنديش، دومنديش بلنديش، درين باره (ر: 26)

[10] مط: يافت.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت