بيك شكم زاده بود، چنانچه تحرير يافته است. آدم بر فوت هابيل بسيار جزع نمود چون حق تعالى شيث را عوض هابيل بوى داد، عمر مهمتر آدم عليه السّلام يك هزار سال بوده است، ودر روضه او خلافست، بعضى گفته اند بسرنديب. وبعضى گفته اند، بزمين شام است، كه سياحان از آن خبر ميدهند، واصحاب قصص برين متفق اند، كه تابوت آدم عليه السّلام درون كشتى مهتر نوح عليه السّلام بودست، واين معنى بدانچه روضه او در شام است نزديكتر است. وبر روى دو سر بوزينه، ودو سر گاو واشتر، ودو سر گوسپند وميش [1] منزل شد، واز آلات آهنگرى خايسك [2] وسندان. واو را سنگ گوهراهن [3] تعليم شد، تا آهن ساخت. او را جبرئيل زراعت وطبخ نان كردن، وتنور ساختن، در آموخت، ودهقانيش [4] تعليم كرد، وحوا را رشتن پشم، وآدم را بافتن تعليم كرد.
مهتر شيث عليه السّلام
مادر شيث عليه السّلام حوا بود [5] مقدسى در دو تاريخ خود آورده است، كه در پارسى شيث بدل بود، وبقول ديگر بخشيده. چون قابيل هابيل را بكشت، ايزد تعالى او را بدل هابيل به آدم عليه السّلام داد، بدين سبب او را شيث نام كردند، ونسل همه اولاد آدم عليه السّلام در نزول طوفان بريده گشت الا از آن شيث. ومحمد جرير طبرى گويد: اشتقاق او از شيث است
[1] اصل: وتميش، پنجاب: گوسفند وميش.
[2] خايسك: بفتح يا وسكون سين، مطرقه آهنگران وزرگران (غياث) .
[3] عينا نگاشته شد، شايد مقصد سنگى باشد كه گوهر آهن دارد.
[4] اصل: ده قانيش
[5] اينجا يك كلمه خوانده نميشود، وظاهر نيست، كه مقصد مولف كدام مقدسى است، در مورخان دوره اسلامى دو نفر بنام مقدسى مشهوراند: يكى مطهر بن طاهر المقدسى مولف كتاب البد وو التاريخ در سال 355 ه- طبع كلمان هوار، پاريس 1899 تا 1919 م در شش جلد كه سهوا جلد اول آنرا بنام ابو زيد احمد بن سهل بلخى نشر كرد. وديگرى هم محمد بن احمد المقدسى معروف به البشارى كه كتاب «احسن التقاسيم في معرفه الاقاليم» را در سال 375 ه- نوشت، طبع ليدن 1906 چون كلمه پريده به (مطهر) نزديكى دارد، شايد مقصد همان مورخ نخستين باشد در نسخه پنجاب بو نصر مقدسى است؟