فهرس الكتاب

الصفحة 493 من 964

از برادر خود علاء الدين تكش خوارزمشاه مستريد [1] گشت (و) بخدمت درگاه غياث الدين پيوست، وبعد از مدتى عصيان آورد، چنانچه پيش ازين تحرير يافته است [2] بنزديك خطا رفت واز آنجا مدد آورد ومرو بگرفت واطراف ممالك غور را زحمت دادن گرفت وفساد وتاراج آغاز نهاد تا در [سال] سنه ثمان وثمانين وخمسمائه سلطان غياث الدين فرمان داد: تا سلطان معز الدين از غزنين، وملك شمس الدين از باميان، وملك تاج الدين (حرب) از سيستان با لشكرهاى خود، در [3] رود بار مرو جمع شدند، بيامدند [و با لشكر سلطانشاه مقابل شدند و] سلطانشاه از مرو با لشكر خود بالا آمد ودر مقابل [4] سلاطين ترك تاز [ى] ميكرد وعلفچى لشكر را زحمت ميداد، چنانچه مدت شش ماه آن فتنه بداشت وهر دو لشكر نزديك يك ديگر بماندند، تا سلطان معز الدين گذرگاه آب مرغاب را طلب فرمود واز آب بگذشت، وديگر لشكرها در عقب او بگذشت وسلطانشاه منهزم شد، وآن [5] فتح در (شهور) سنه ثمان وثمانين وخمسمائه بود، (و) بهاء الدين طغرل سنجرى در (ان) مصاف بدست لشكر باميان افتاد وسر او بخدمت سلطان غياث الدين آوردند، ودران روز ملك شمس الدين باميانى كه پسر ملك فخر الدين مسعود عم سلطان [6] بود چتر يافت وبلقب سلطانى خطابش كردند، وهم در ان سال پيش از ان (كه) لشكرهاى غور وغزنين وباميان برود بار مرو براى دفع سلطانشاه جمع شدى، بشهادت سلطان حليم خسرو ملك عليه الرحمه فرمان شده بود وهر سالى فتحى نو باطراف ممالك غور ميشد تا در شهور سنه ست وتسعين وخمسمائه، علاء الدين خوارزمشاه برحمت حق پيوست. سلطان غياث الدين ومعز الدين با لشكرهاى غور وغزنين بطرف خراسان حركت فرمودند وبدر نيشاپور رفتند [7] چون لشكر در حوالى نيشاپور مقام ساختند وجنگ قايم شد. ثقات چنين روايت كرده اند تغمد هم الله برحمته: از جمله كرامات سلطان غازى غياث الدين طاب ثراه كه روزى بجهت تفحص جنگ جاى شهر سوار شد وبر لب خندق طوف فرمود

[1] مط: مستزيد

[2] مط: تحرير افتاده است.

[3] مط: به رود بار

[4] مط: ودر مقابله

[5] مط: واين فتح

[6] اصل: عز سلطانه

[7] اصل: رفت.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت