اما مادر نوح قيقوس بود [1] بنت براليك بن متوشلح، از براى آن او را نوح خوانند، كه نوحه بسيار كردى [2] چون او را وحى آمد به پيغامبرى، صد وپنجاه ساله بود، وآن روز كه سام بزاد، پانصد ساله بود، ودر ميان قوم خود يك هزار سال كم پنجاه سال بماند، آنگاه طوفان پيدا آمد. چون بگذشت شش صد سال بزيست، وپس از طوفان عالم را تمام، ميان فرزندان خود قسمت كرد. بابل به سام داد، ترك وخزر وروم وناحيت شمال به يافث داد، در ايام ضحاك، باو وحى پيغامبرى آمد، ودر آن وقت، صد وپنجاه ساله بود، در ايام او بت پرست بودند. يعوق ويغوث ونسر آن بتانست. وبرواز آسمان كتابى نيامد [3] واو خلق را بصحف آدم وشيث
[] مسعودى طورى مينويسد، كه با مجمل تطبيق نمى شود، واقوال هر دو با نوشته اين كتاب مطابق نيست وبالاخره ميرخواند در روضه الصفا طور ديگر مى نويسد. چون اقوال تمام مورخان درين باره مشوش است، عينا نوشته كتاب را نقل كردم، واز تطبيق آن كه نميشود، صرف نظر شد.
حاشيه اين صفحه:
[1] طبرى: قينوش يا قيوس بنت براكيل. تاريخ سيستان: قينوش بنت بركائيل بن محوائيل.
[2] در اين جا به خط نوى كه ما سواى خط متن است، حاشيه نوشته شده، چنين: «آنكه نوح را مشتق از نوحه ويعقوب را از عقب ويوسف را از اسف دانسته، دور از صواب مينمايد. اصحاب قصص، متفق اند، كه زبان تازى از اسماعيل عليه السّلام پس بافواه افتاد، ازين وجه است ذبيح الله عليه السّلام را كنيت أبو العرب است، واين مقرر است، كه نوح عليه السّلام قبل از ابو العرب بود، منه 12»
[3] اصل: بيامد، ولى بقرينه ما بعد نيامد درست است.