چنانچه پيش ازين تحرير يافته است، يك سالى خدمت (برادر) كرد مگر بچيزى خاطر مباركش منقسم گشت [1] (و) بطرف سجستان رفت بنزديك ملك شمس الدين سجستانى، ويك زمستان آنجا بود، سلطان غياث الدين معارف فرستاد، واو را باز آورد، وولايت [و] قصر كجوران (واستيه) بدو تفويض كرد [2] ، وچون بلاد گرمسير تمام در ضبط آمد [3] شهر تكيناباد [4] كه از اعاظم بلاد گرمسير بود، حواله او فرمود، واين تكيناباد موضعى است، كه سبب بر افتادن آل محمود سبكتگين بمنازعت وضبط آن شهر بوده است بدست سلاطين غور [5] رحمهم الله، وسلطان غازى علاء الدين رباعى گفت [6] ونزديك خسرو ملك [7] بن بهرامشاه فرستاد:
رباعى
اول پدرت نهاد كين را بنياد ... تا خلق جهان جمله به بيداد افتاد
هان تا ندهى ز بهر يك تكناباد ... سر تا سر ملك آل محمود بباد
رحمهم الله السلاطين من الطرفين. چون سلطان معز الدين ملك تكناباد [8] شد، لشكر امراء غز [9] ، كه از پيش لشكر خطا هزيمت شده، بطرف غزنين آمده بودند ومملكت غزنين دوازده سال از دست خسرو شاه وخسرو- ملك بيرون كرده، ودر ضبط آورده (سلطان معز الدين از تكيناباد باد بطرف غزنين مدام ميتاخت وبر) [10] غز ميزد، وآن بلاد را زحمت ميداد تا در شهور سنه تسع وستين وخمسمائه غزنين را سلطان غياث الدين فتح كرد، سلطان معز الدين را بر تخت غزنين بنشاند وبغور بازگشت چنانچه پيش ازين تحرير يافته است.
چون سلطان معز الدين اطراف غزنين در ضبط آورد، دوم سال (اين در شهور) سنه سبعين وخمسمائه گرديز فتح كرد [11] ، وسيوم سال بر سمت ملتان لشكر كشيد واز دست قرامطه ملتان را مستخلص كرد، (و) هم درين سال
[1] مط: شد
[2] مط: بدو مفوض كرد
[3] مط: آورد
[4] اصل: تكناباد
[5] اصل: بوده است سلطان غور
[6] مط: گفته بود.
[7] مط: وبنزديك خسرو شاه.
[8] مط: تكيناباد
[9] مط: لشكر غزو امراى آن جماعت از پيش
[10] جمله بين قوسين در نسخه اصل بيجاست، از روى مط تصحيح شد. در (پ) عوض (غز ميزد) : وغزو ميكرد.
[11] اصل: خمسمائه مقام كرد. در يكى از نسخ ماخذ مط نيز چنين است. در اين جا متن مط گرفته شد.