بر سنه احدى وسبعين وخمسمائه (اهل سنقران عصيان آوردند وفساد بسيار كردند، تا در شهور سنه اثنى وسبعين) لشكر بطرف سنقران [1] برد، وبيشتر ازيشان را بقتل رسانيد، وچنان تقرير كردند: كه اكثر طايفه سنقرانيان [2] ظاهرا (آيت) قرآن خوان بوده اند، كه شهادت يافتند. اما چون فتنه وعصيان انگيخته بودند، بضرورت بسياست ملكى كشته شدند، وبعد ازين فتح، سال ديگر سلطان معز الدين از راه اچه وملتان بطرف نهرواله لشكر كشيد، وراى نهرواله بهيمديو [3] بسال خورد بود، اما حشم وپيل بسيار داشت. چون مصاف شد، لشكر اسلام منهزم گشت، وسلطان غازى بى مراد مراجعت كرد واين حادثه در شهور سنه اربع وسبعين وخمسمائه بود، ودر شهور سنه خمس وسبعين وخمسمائه لشكر بجانب فرشور كشيد وفتح كرد، بعد از ان بدو سال ديگر بطرف لوهور لشكر كشيد [4] ، چون كار دولت محموديان به آخر رسيده بود، وقواعد دولت آن دودمان واهى شده، خسرو ملك بطريق صلح پسر را ويك زنجير پيل بخدمت سلطان غازى فرستاد، وآن حال در شهور سبع وسبعين وخمسمائه بود، وديگر سال كه [شهور] سنه ثمان (و سبعين وخمسمائه) شد [5] سلطان غازى لشكر بطرف ديول [6] برد، وتمام آن بلاد كنار بحور را در ضبط آورد [7] ، واموال بستد ومراجعت فرمود، ودر شهور (سنه) ثمانين [8] وخمسمائه لشكر بطرف لوهور آورد، وجمله ولايت وآن ملك را نهب كرد وبوقت مراجعت حصار سيالكوت را عمارت فرمود، وحسين خرميل را آنجا
[1] اصل: سقران. بعضى نسخ: شنفران. پ: سنقريان. راورتى: سنقران.
[2] اصل: سفراينان.
[3] اصل: بهيمديو. متن مط: بهسوديو. در نسخ ماخذ مط: بهيمديو متن راورتى. بهيمديو، در برخى از نسخ راورتى: بهبوديو، بهمديو. روضه الصفا اين نام را بهوج ديو مينويسد. در خلاصه التواريخ سجانراى:
بهيم ديو. اين نام بر مسكوكات شاهان گندها را بخط ناگرى بهيمه ديوه BhimaDiva است، اين شاهان در قرون اول اسلامى در ويهندكناراتك حكمرانى داشتند (پتهان 110) اما اين بهيمه ديوه كه شاه نهرواله گجرات بود، بهميه ديوه ثانى است، كه از 1178 - 1241 م (574 - 639 ه) زندگى داشت (ايايوت 2: 656) (ر: 69)
[4] مط: برد
[5] مط: بود
[6] ديول: همان ديبل معروفست كه بقول خلاصه التواريخ در صوبه تهته واقع ودار الحكومه آنجا بود (ص 59) اين شهر در بين مورخان وجغرافيون عرب شهرت دارد ودر حدود كراچى كنونى كاين بود.
[7] مط: كناره بحر را ضبط كرد
[8] اصل: ثمان.