درين معنى نظم كرده است (تحرير افتاد تا در نظر پادشاه مسلمانان آيد) :
شهادت ملك بحر وبر معز الدين ... كز ابتداى جهان، شه چو او نيامد يك
سيوم ز غره شعبان بسال شش صد ودو ... فتاد در ره [1] غزنين بمنزل دميك
حق تعالى سلطان زمان وشهريار گيهان ناصر الدنيا والدين ظل الله في العالمين محور [2] ممالك دنيا، مظهر كلمة العليا، وارث ملك سليمان ابو المظفر محمود بن السلطان را بر سرير جهاندارى ومتكاء شهريارى باقى وپاينده داراد بحق محمد وآله اجمعين.
ذكر آنچه از عدل آن پادشاه بود در دنيا، در حوصله تحرير نگنجد وآنچه نگاهداشت سنت مصطفى صلّى الله عليه وسلّم ومحافظت ترتيب غزوات بر جاده مسلمانى همبران پادشاه ختم شد، وآنچه از مصطفى (صلّى الله عليه وسلّم) روايت كرده اند: كه از قيامتش پرسيدند، فرمود: بعد از من شش صد واند سال باشد، وشهادت آن پادشاه در تاريخ ششصد ودو بود [و] هم درين سال اول نشانى [3] قيامت ظاهر شد، وآن [سال] خروج چنگيزخان مغل بود (و خروج ترك) پس معلوم شد، كه آن پادشاه در بند محكم اسلام بود، وچون او شهادت يافت، در قيامت باز شد، وآنچه اموال غزو در خزانه غزنين جمع شد، در خزانه هيچ پادشاه [4] نشان ندادند تا بحدى كه خواجه اسماعيل خزانه دار عليه الرحمه (در حضرت فيروز كوه) گفت: بوقت آوردن تشريف نزد (يك) ملك جلالى (دختر غياث الدين محمد سام) كه از جواهر در خزينه غزنين از يك جنس الماس كه نفيس ترين [5] جوهرهاست بيك هزار [6] وپانصد من موجود است، ديگر جواهر ونقود [7] را برين قياس همى بايد كرد.
حق تعالى صد هزاران ثنا ورحمت وبشرى وكرامت بمرقد ومضجع آن پادشاه غازى واصل گرداناد، وسلطان ناصر الدنيا والدين را بر تخت پادشاهى تا قيام قيامت باقى وپاينده داراد بمحمد وآله الامجاد وصلى الله على محمد الى يوم التناد.
[1] اصل: در ده.
[2] مط: محرز
[3] مط: علامت
[4] مط: پادشاهى.
[5] اصل: نفايس ترين.
[6] مط: يك هزار
[7] اصل: ديگر جواهرها را برين.