فهرس الكتاب

الصفحة 582 من 964

ملك حسام الدين اغلبك [1] . وچون اسپ وسلاح نيكو حاصل كرده بود وبچند موضع جلادت ومبارزت نمود، او را سليتر وسهولى [2] اقطاع دادند وچون مرد شجاع ودلير بود، بطرف منير وبهار ميدوانيد وغنايم بدست مىورد، تا استعداد تمام از اسپ وسلاح ومرد بدست آورد، وذكر جلادت وغنايم او منتشر گشت، وجماعت اخلاج از طرف هندوستان روى بدو آوردند، وذكر او بخدمت سلطان قطب الدين رسيد، او را تشريف فرستاد واعزاز وافر فرمود. چون بران اكرام استظهار يافت، لشكر بطرف بهار برد: وآن ولايت را نهب كرد، ويك دو سال برين منوال بدان حوالى وولايت ميدوانيد، تا استعداد حصار بهار كرد.

ثقات چنين روايت كردند: كه با دويست برگستوان، بدر قلعه بهار رفت وبمغافصه جنگ پيش برد، ودو برادر بودند دانشمند (ان) فرغانى يكى نظام الدين ودوم صمصام الدين (رحمهما الله در خدمت محمد بختيار وصمصام الدين را) كاتب اين حروف دريافت به لكهنوتى، در شهور سنه احدى واربعين وستمائة. واين نقل از وى است: چون بدر حصار وصول بود [3] ، جنگ پيش بردند، واين دو برادر دانشمند در ميان آن فوج غازيان جانباز بودند، كه (چون محمد بختيار) خود را بقوت ودليرى در تنوره دروازه (آن) حصار انداختند وقلعه را فتح كردند وغنايم بسيار بدست آورد [ند] .

بيشتر ساكنان آن موضع برهمنان بودند، سرهاى تراشيده داشتند، همه كشته شدند ودر آنجا كتب بود، چون كتب بسيار در نظر اهل اسلام آمد جماعتى را طلب كردند كه [آثار] از معانى آن كتب، اعلامى باز دهند، جمله كشته شده بودند. چون معلوم شد، تمامت آن حصار وشهر مدرسه بود بلغت هندوئى بهار اسم مدرسه باشد.

[1] اصل وپ: غلبك، مط وراورتى: اغلبك، عوفى در جوامع الحكايات اغلبك آورده، كه اوغلى در تركى بمعنى شهزاده است واغلبك معنى بيگ شهزادگان وجنرالان دارد (ايليوت 2: 667) .

[2] كذا في الاصل. مط: سهلت وسهلى. يكى از نسخ مط: سلست وسهلست. متن راورتى: بهگوت وبهيولى حاشيه وى: سهولى، سهيلى، سهلت، سهلست. پ: سلهت وسهيلى. سلهت اكنون در بنگال ومنير وبهار هم در هند موجوداند اما بهويلى پر گنه يى بود در سركار چنار (آئين اكبرى 2: 165) وبهگوت همين هنسه جنوب بنارس است (ايليوت 2: 703)

[3] مط: افتاد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت