فهرس الكتاب

الصفحة 630 من 964

وآب سند باز آمد، ركن الدين را با خود بحضرت آورد، كه خلق را نظر بر وى بود چون بعد از ملك ناصر الدين محمود، مهتر پسران (سلطان) بود. چون سلطان شمس الدين از تخت دنيا بملك آخرت خراميد، باتفاق ملوك واكابر مملكت سلطان ركن الدين بتخت نشست، ودر سه شنبه بيست ويكم ماه شعبان [1] سنه ثلاث وثلاثين وستمائة، تاج وتخت از فرو بهاء او زيب وزينت گرفت، همكنان بجلوس او شادمانه [2] شدند (و تشريفات پوشيدند) چون ملوك از حضرت مراجعت كردند، ركن الدين در خزاين بكشاد وبعشرت مشغول شد، ودر بذل اموال بيت المال به ناموضع [3] افراط نمودن گرفت. از غايت حرص كه بر عشرت ولهو داشت، مصالح ملكى وامور مهمل ماند [4] ، ووالده او شاه تركان، در حل وعقد ملك تصرف كردن [5] گرفت، وفرمان ميداد. وچون در حيات سلطان شمس الدين از ديگر حرمها غيرت ورشك ديده بود، بحرمها مضرت رسانيد [6] ، وبعضى ازيشان بظلم [7] وتعدى، باطل وهلاك كرد وخاطر اهل مملكت، از عهد ايشان غبار گرفت، وبا آن حركات پسر سلطان را (كه او را) قطب الدين لقب بود، وپسر شايسته [و اميدوار بود] هر دو چشم او را بفرمود، تا ميل كشيدند، بعد [از] آن بقتل رسانيد، مخالفت ملوك، بدين سبب ظاهر شد [8] . ملك غياث الدين محمد شاه (بن سلطان) [9] كه در سن كمتر از ركن الدين بود، در او ده مخالفت نمود وخزاين لكهنوتى را (كه) بحضرت مىوردند تصرف ميكرد وبعضى از قصبات (هندوستان) را نهب وتاراج گردانيد [10] وملك عز الدين سالارى كه مقطع بداون بود، عصيان ظاهر كرد، واز اطراف ديگر ملك علاء الدين جانى كه مقطع لوهور بود، وملك عز الدين كبيرخانى

[1] مط: روز سه شنبه 29 شعبان يكى از مأخذهاى مط: شب سه شنبه 21 شعبان. در نسخ راورتى هر دو صورت منقولست، طبقات اكبرى: شنبه 633 ه.

[2] مط: شادمان شدند

[3] مط: در غير موضع. پ: مانند متن

[4] مط: حرص او بر عشرت ولهو كار ملك ومصالح دولت وانتظام امور سلطنت مختل ماند ووالده

[5] مط: نمودن گرفت

[6] مط: بدان جماعت اهل حرم مضرت

[7] اصل: تظلم

[8] مط: بدين وسايل ظاهر شدن گرفت

[9] راورتى: بن سلطان شمس الدين.

[10] مط: كرد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت