فهرس الكتاب

الصفحة 723 من 964

مراجعت كردند، طغان خان چون بر در شهر بود بهنگام آنكه به سراپرده خود نزول كرد جمله حشم او در شهر به وثاق (هاى) خود بازگشتند طغان خان تنها بماند (و) تمر خان [چون] به لشكرگاه [خود] مراجعت كرد، همچنان (به سلاح) مستعد مى بود، چون فرصت يافت ومعلوم شد، كه طغان خان در لشكرگاه وسراپرده خود تنهاست [1] تمر خان (قيران) با تمام لشكر (بر نشست) وبر لشكرگاه طغان خان راند، وبضرورت طغان خان برنشست ومنهزم (شده) بشهر درآمد، وآن حادثه روز سه شنبه پنجم ماه ذى القعده سنه اثنى واربعين وستمائة بود.

چون طغان خان بشهر درآمد، داعى دولت منهاج سراج را در ميان آورد، وبطلب صلح وامان بيرون فرستاد وعهد وامان در ميان هر دو [2] مستحكم شد، بر ان قرار كه لكهنوتى به تمر خان تسليم كند، وطغان خان با خزاين خود، وپيلان واتباع واشياع، بحضرت اعلى رود، برين قرار لكهنوتى تسليم شد، وملك طغان خان در موافقت ملك قراقش خان وملك تاج الدين سنجر ماه پيشانى، وامراء حضرت بدرگاه اعلى آمد، واين داعى با اتباع در موافقت او بحضرت باز آمد، روز دوشنبه چاردهم ماه صفر سنه ثلاث واربعين وستمائة، بدرگاه اعلى وصول بود.

چون طغان خان بحضرت رسيد، باعزاز واكرام وافر، مخصوص گشت، واقطاع او ده در ربيع الاول همين سال بدو مفوض گشت [و نواخت بسيار يافت] وچون تخت سلطنت بفر همايون سلطان ناصر الدنيا والدين تزيين يافت، در شهور سنه اربع واربعين [و ستمائة] طغان خان به اوده مراجعت كرد، وبعد از مدتى نزديك در شب آدينه برحمت حق تعالى پيوست، واز عجايب تقديرات آسمانى، يكى آن بود كه چون ميان طغان خان وتمر خان قيران، خصومت ومنازعت افتاده، وولايت يك ديگر ستده فوت هر دو در يك شب بود [3] يكى در اول شب فوت شد، ودوم در آخر شب، درين معنى سيد الاكابر والاصاغر شرف الدين بلخى بيتى كرده:

[1] مط: خود خالى است

[2] مط: هر يك

[3] مط: افتاده بود، وولايت يك ديگر شده تمر خان در لكهنوتى برحمت حق تعالى پيوست درين معنى

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت