بداشت پيادگان لشكر اسلام، بجهت طعام خوردن، هر كسى بازگشتند (و) هندوان از طرف ديگر جنگ كردند [1] وپنج پيل (بگرفتند) وبقدر دويست پياده، وپنجاه سوار از پس پشت بعضى از لشكر اسلام درامدند، وهزيمت بر مسلمانان افتاد، مبلغى مسلمانان شهادت يافتند، وطغان خان نامراد [2] از ان موضع مراجعت كرد، وبه لكهنوتى باز آمد، وشرف الملك اشعرى را بحضرت علائى فرستاد بطلب مدد، واز حضرت قاضى جلال الدين كاشانى عليه الرحمه با تشريف وچتر [لعل] واعزاز وافر واكرام شامل نامزد شد باشرف الملك، وعلم سراپرده ولشكر هاء هندوستان در موافقت تمر خان عمر الدين قيران كه مقطع او ده بود، براى دفع كفار جاجنگر [3] بحكم فرمان اعلى، بطرف لكهنوتى حركت كردند.
هم درين شهور راى جاجنگر، بانتقام نهب كتاسين [4] كه در سال گذشته بود وبتقرير رسيده است، روى به لكهنوتى نهاد، روز سه شنبه، سيزدهم ماه شوال سنه اثنى واربعين وستمائة، لشكر كفار جاجنگر با پيلان وپايك [5] وسوار بسيار، برابر لكهنوتى رسيدند، وطغان خان در مقابل ايشان از شهر بيرون آمد، وجماعت كفار از سرحد ولايت جاجنگر [6] بيرون آمدند، اول لكهور [7] را بگرفتند، وفخر الملك [8] كريم الدين لاغرى را كه مقطع لكهور بود، با جماعت مسلمانان شهيد كردند، وبعد از ان بدر لكهنوتى آمدند.
دوم روز (آن) از اطراف [9] بالا مسرعان رسيدند، واعلام لشكر اسلام دادند، كه نزديك رسيده اند، هيبتى بر لشكر كفار مستولى شد، مراجعت كردند چون لشكر بالا به (كوه) لكهنوتى رسيد (ند) ميان طغان خان وتمر خان وحشتى ظاهر گشت، وبمصاف كشيدند، (وبر) در لكهنوتى ميان هر دو فريق اسلاميان مقاتله رفت، از بامداد تا چاشت گاه، جمعى در ميان سخنى گفتند، هر دو (لشكر) از هم باز شدند، وهر يك به لشكرگاه خود
[1] اصل: ديگر جنگل پى كردند
[2] اصل: نامزد
[3] اصل: جاجنكرخان
[4] اصل: كناس، مط: كناسن وكتاسين كه در سابق هم گذشت.
[5] اصل: بايك، ولى پايك ب پاى فارسى بمعنى پياده است (غياث)
[6] اصل: جنگز
[7] كذا في الاصل، مط: لكور، راورتى: لكهنور-
[8] اصل فخر الملكين، راورتى ومط مانند متن، شايد منسوبست به لاغرى كه در مبحث قلاع اشيار غرجستان در طبقه (23) آمده، واز قلعه هاى ديار غرجستان بود
[9] مط: طرف.