فهرس الكتاب

الصفحة 757 من 964

هر دو فريق به (طريق) صلح وتسليم ملتان بقر لغيان سخن گفتند، وآن صلح به پيوست، وملك بلبن ملتان (را) تسليم كرد، وبطرف اچه رفت وقرلغيان ملتان ضبط كردند، ملك بلبن را چون معلوم شد، كه ملك حسن قرلغ شهادت يافته است، از تسليم ملتان ندامت آورد، اما سود نداشت.

بعد از مدتى ملك شيرخان ملتان را از دست قرلغيان بيرون كرد ودر ضبط آورد، ملك كربز [1] را آنجا بنشاند، ملك بلبن روز سه شنبه [2] دوم [ماه] ربيع الاول سنه ثمان واربعين وستمائة، از اچه بر عزيمت ضبط ملتان بپاى [آن] حصار آمد، وكاتب حروف از حضرت جلال دهلى بر عزيمت روان كردن غلامان بطرف خراسان بپاى ملتان رسيد، بعد از ان ملك بلبن دو ماه [3] آنجا مقام كرد، وحصار بدستش نيامد، بطرف اچه مراجعت كرد، وملك شيرخان از طرف تبرهنده ولوهور بپاى حصار اچه آمد، واچه را محصر كرد، ومدتى آنجا بنشست، ملك بلبن بيرون بود، ناگاه باعتماد آنكه هر دو از يك خانه، واز يك استانه [4] (اند) به لشكرگاه ملك شيرخان درآمد وبسراپرده او فرونشست، ملك شيرخان حالى او را مراعات ظاهر كرد [5] وبرخاست واز (پس) سراپرده بيرون آمد وبفرمود، تا ملك بلبن را محافظت كنند (و نگذارند كه از آنجا برآيد، تا آنگاه كه اهل قلعه اچه حصار تسليم كنند) چون ملك بلبن مضطر گشت، اهل قلعه را فرمان داد، تا حصار تسليم كردند.

چون قلعه در دست شيرخان آمد، ملك بلبن را اطلاق كردند، ملك بلبن بحضرت آمد، چون بخدمت درگاه پيوست، شهر بداون با مضافات حواله او شد، چون رايات اعلى عزيمت طرف بالا كرد، ومحروسه تبرهنده مستخلص گشت لشكر بطرف اچه وملتان نامزد شد (و) ميان شيرخان وملوك حضرت مناقشتى رفت، ملك [6] شيرخان عزيمت تركستان كرد، ملتان واچه كرت ديگر، حواله ملك بلبن شد، وچون [او] آن ديار در ضبط آورد، از حضرت روى موافقت بتافت، وملك شمس الدين كرت غورى

[1] اصل: كوبز، راورتى: كريز، در يكى از نسخ مط: كوير متن مط: كريز،

[2] متن مط:

دوشنبه، در يكى از نسخ مأخذ، مط: سه شنبه، راورتى، شنبه

[3] مط: بعد از آن مدت دو ماه

[4] مط: آشيانه، راورتى هر دو صورت را نقل كرده

[5] مط: بكرد

[6] اصل: ملوك

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت