فهرس الكتاب
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
- 📄
از حضرت نهضت فرمود، وگذاره [1] جون لشكرگاه شد، به غز او جهاد اطراف [و] مواسات مشغول گشتند، تا اين داعى را از خراسان خبرى از همشيره آوردند، وتنهائى او بر دل كار كرد [2] ، بخدمت الغ خان [3] معظم به لشكرگاه رفته شد، واين معنى باز نموده آمد چندان تربيت وعاطفت فرمود، كه در حيز تحرير نيايد، داعى مخلص خود را كه منهاج سراج است، تشريفات فرمود، يك سر اسپ كميت [با زين معرق] [4] ويكتا [ى] جامه زر [بفت] ويك باره ديه (انعام) بقدر سى هزار جيتل، وتا اين تاريخ آن انعام، هر سال بدين مخلص ميرسد حق تعالى سبب مزيد جاه ومملكت او گرداناد، واو را بر اعداء دين مظفر ومنصور داراد.
وحال [اين] داعى ودل نگرانى، بحضرت اعلى عرضه داشت، روز يكشنبه دهم [5] ماه ذى القعده سنه سبع واربعين [وستمائة] از بارگاه اعلى، چهل زنجير [6] برده وصد خروار بار جهت فرستادن خراسان، به نزديك همشيره اين داعى فرمان شد، ملك سبحانه تعالى دولت [و] سلطنت ناصرى را تا انقراض عالم باقى داراد.
با چندين انعامات، روز دوشنبه بيست ونهم ماه ذى الحجه سنه سبع از حضرت، بروان كردن انعامات، بطرف خراسان عزيمت ملتان افتاد، ودر اثناى راه بهر قصبه وشهر وقلعه كه از متعلقان وخدم الغ خان معظم وصول بود، خدم آن درگاه چندان انعام واكرام وتعظيم نمودند، كه چشم عقل در تحرير [7] آن بماند، حق تعالى آن همگنان را قبول كناد [8] روز چارشنبه ششم ماه ربيع الاول سنه ثمان واربعين وستمائة، به ملتان وصول بود، تا لب آب جهلم رفته شد، وچون آن برده وبار بخراسان فرستاده آمد [9] مدت دو ماه در پاى حصار ملتان، در ميان لشكر ملك بلبن مقام افتاد، كه هوا بغايت گرم بود، چون موسم
[1] اصل: وكدارا، شايد (گذاراى جون) ياشد،
[2] مط: در دل كار كرد،
[3] اصل:
الوخان
[4] معرق: لگام با سيم آراسته وپارچه با سيم آراسته (فرهنگ نظام)
[5] مط: در متن دوم، در حاشيه بحواله يك نسخه: دهم، راورتى 2 ذى قعده
[6] مط در متن: چهل زنجير (؟) برد، در حاشيه، چهل زنجير پيل برده وچند خروار يار (؟) راورتى: چهل زنحير برده وصد خروار بار. واستعمال كلمه زنجير با برده كه انسان باشد مورد دقت است
[7] مط: در تحير آن
[8] مط: از همگنان قبول كناد
[9] مط: شد