فهرس الكتاب

الصفحة 795 من 964

ودرين مدت الغ خان [1] معظم (خاقان اعظم خلدت سلطنته) بطرف ناگور رفته بود [2] به (جانب) ولايت رن تنبهور [3] وبهندى، وچترور [4] لشكر اسلام را ببرد، وراى رن تنبهور باهرديو [5] كه اعظم رايان اصيل وبزرگتر (ين) ملوك هند [و] ست، لشكر كشيد، تا الغ خان را [مگر] نكبتى تواند رسانيد، حق تعالى وتقدس خواسته بود، نام نيك بندگان دولت الغ خانى بر صحايف ايام بنصرت وفيروزى وظفر مخلد ماند، تمامت (آن) لشكر راى با هر ديو، را اگر چه بس انبوه وبا سلاح [6] واسپ [خيار، وراورتان [7] نامدار] بودند، منهزم گردانيد، ومردان نامدار بسيار از ايشان [8] بدوزخ فرستاد، وغنايم بسيار (كرد) واسپ وبرده بى حساب بدست آورد (و سالم وغانم) ودر عصمت آفريدگار بخطه ناگور كه بوجود بندگان دولت الغ خانى (حضرت) بزرگ شده بود، باز آمد [و] چون [شهور] سنه اثنى وخمسين نو شد،

[1] الوخان

[2] مط: رفت

[3] مط: رنتيور

[4] اصل: ومهتر ووالى وجتر، مط:

و هندى وچترور، راورتى مانند متن. در حاشيه گويد: كه بهوندى هم تلفظ ميشود واشتباها در نسخه مط آنرا هندى ساخته اند،: كه بهندى بهمين نام خيلى معروف است، وايليوت هم چنين ضبط كرده، در آئين اكبرى نيز بوندى از پرگنه هاى چاتسو متعلق سر كار رتنبهور صوبه اجمير است (ص 23 - ج 2)

[5] كذا در مط واصل، ولى راورتى از جمله ضبطهاى نسخ كه باهرديو، ناهرديو ناهيرديو باشد ناهرديو را صحيح ميداند، وگويد كه نام راجپوتى است، وچند صفحه پيش كه اين نام آمده نيز ناهرديو را برگزيده است. هوديوالا، در حواشى ايليوت (2/ 740) گويد: كه نام اصلى اين راجه ويه گهوراديوا بود، وبنابران نميتواند ناهرديو شود، وامير خسرو نيز در خزاين الفتوح نام معبد باهرديو را آورده است، كه املاى باهرديو را تأييد ميكند.

[6] مط: باصلاح

[7] كلمات بين قلاب در مط نيست، ودر ترجمه راورتى موجود است، وى راوتان جمع راوت را عينا آورده، ودر حاشيه گويد: كه در زبان بومى بمعنى پهلوان وقهرمان است، چون به قاموس هندى وانگليسى دنكن فوربس رجوع شد، در ان نيز راوت به معنى هيرو، پهلوان است، كه لغت هندى باشد وايليوت نيز اين كلمه را بمعنى هيرو ترجمه كرده است.

[8] مط: ومردان مبارز بسيار ايشان را بدوزخ فرستاد

حجم الخط:
شارك الصفحة
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت