چنان بايد كه اگر پسران را به قتل پدران وپدران را به قتل پسران فرمان دهم، جمله انقياد نمايند، برين جمله عهد مستحكم بستند، واول فرمان كه داد آن بود: تا پسران امير بزرگتر [1] را كه شريك پدر چنگيزخان بود بكشتند، وجمله قبايل را در فرمان خود آورد (ه) ودر استعداد جنگ پرداخت [2] بآلت وعدت وسلاح مشغول گشت، وچون عدد ايشان بسيار شده بود، وكثرت گرفته، حديث آن عزيمت، بسمع التون خان رسيد سيصد هزار سوار نامزد كرد تا سر راه آن طايفه مغل را محافظت كنند، وآن دره را نگاه دارند، وچنگيزخان مسلمانى را كه در ميان ايشان بود، جعفر نام، بوجه رسالت به نزديك آلتون خان فرستاد، بالتماس صلح يا جنگ، آلتون خان فرمان داد: تا آن فرستاده را مقيد كردند، ومدتها نگاه داشت [3] آن شخص محبوس بطريقى كه ميسر شد، از ان قيد بگريخت، وبر راه مخفى خود را به نزديك چنگيزخان انداخت، وحال با او بازگفت واز راهى كه آمده بود، او را اخبار [4] كرد. چنگيزخان عزيمت خروج مصمم گردانيد، ولشكرها ساخته كرد، ونخست بفرمود: تا جمله قبايل مغل در پاى كوهى جمع شدند، فرمان داد، تا جمله زنان را از مردان [5] جدا كردند، وفرزندان [را] از مادران جدا كردند، وتمامت سه روز، وسه شب سرها برهنه كردند، وسه روز هيچ كس طعام نخورد ونگذاشتند كه جانور بچه را شير دهد، وخود در خرگاهى رفت، وطناب در گردن خود كرد، ودرين سه شبا روز جمله فرياد مى كردند كه:
تنگرى تنگرى! بعد از سه روز بامداد روز چهارم از خرگاه بيرون آمد، وگفت: مرا تنگرى نصرت بخشيد، اكنون ساخته شويم، تا كينه خود را از آلتون خان باز خواهيم [6] سه روز ديگر [هم] بران [7] موضع جشن كردند، وبعد از سه روز از آنجا لشكر كشيد، بر راهى كه آن جعفر (نام) مسلمان گريخته آمده بود
[1] در اصل بزرگ تر، بدون نقاط تاى قرشت نوشته شده ولى در مط ومب (بيورا) طبع شده ومعلوم نمى شود كه را داخل نام است يا علامت مفعول- در حاشيه مط بحواله يكى از نسخ خطى (بيسو) آمده كه در متن راورتى نيز چنين است، شايد نام اين سردار (بيسو) يا (بيو) بود
[2] مط ومب:
و پرداخت آلت وعدت
[3] مط ومب: نگاه داشتند
[4] اصل: اختيار
[5] مط ومب: تا جمله مردان را از زنان
[6] مط ومب: خواهم
[7] مط ومب: بدان