فهرس الكتاب

الصفحة 879 من 964

(گفت با تو چه بود؟) روى بر زمين نهادم (و گفتم) كه نظر چون تو پادشاهى با من بود [1] بدان سعادت در عصمت بماندم.

تولى را اين عرضه داشت من، موافق افتاد، بنظر رضا در من نگريست وفرمود: كه اين شخص مرد [ى] عاقل است وداناى لايق خدمت چنگيزخان باشد، او را تيمارى بايد داشت، تا بدان خدمت برده شود، فرمان داد: تا مرا بيكى از (ان) مغلان محترم سپردند، چون از فتوح بلاد خراسان فارغ شد، مرا با خود بخدمت چنگيزخان برد، وقصه باز گفت وبخدمت چنگيزخان، قربت تمام يافتم، ومدام ملازم درگاه او [مى] بودم، وپيوسته از من اخبار انبياء وسلاطين عجم وملوك ماضى مى پرسيد، ومى گفت: محمد [يلواج [2] عليه السّلام از ظهور من وجهانگيرى من هيچ اعلام داده بود؟ من عرضه داشتم [3] احاديثى كه در خروج ترك، روايت كرده اند، بر لفظ او رفت: كه دل من گواهى مى دهد، كه تو راست ميگوئى! تا روزى در اثناء كلمات، مرا فرمود: كه از من قوى نامى باقى خواهد ماند در گيتى، از كين خواستن محمد اغرى [2] يعنى سلطان محمد خوارزم شاه [را] برين لفظ مى گفت، واغرى [4] بلفظ تركى دزد باشد، واين معنى بر لفظ او بسيار ميرفت: كه خوارزم شاه پادشاه نبود دزد بود، اگر او پادشاه بودى، رسولان وبازرگانان مرا نه كشتى، كه به اترار [5] آمده بودند، كه پادشاهان، رسولان وبازرگانان را نكشند.

فى الجمله چون از من پرسيد: كه قوى نامى از من (به) خواهد ماند؟

من روى بر زمين نهادم وگفتم: اگر خان مرا بجان امان دهد، يك كلمه عرضه دارم، فرمود كه ترا امان دادم، گفتم: نام جائى باقى ماند، كه خلق باشند [6] چون بندگان خان جمله خلق [7]

[1] مط ومب: بر من افتاد.

[2] اين كلمه در مط ومب وراورتى نيامده، فقط در اصل يلواح نوشته شده ولى يلوج به فتحتين وضم واو در تركى بمعنى پيغمبر است (مدار الافاضل) در عهد چنگيزخان محمود يلواج وزير معروفى بود، چون وى در ابتداء منصب رسالت داشت شايد او را يلواج (رسول) گفته باشند (ديده شود آثار الوزراء 273 ونسائم الاسحار 100 - يلوج: به فتحتين وضم واو بمعنى پيغمبر تركيست(غياث)

[3] مط ومب: عرض داشتم

[4] مط ومب: اغزى- راورتى: اغرى- گه در بعضى نسخ وى (مغولى) هم بوده، ولى اغرى صحيح وبمعنى دزد است

[5] مط ومب: انزار

[6] مط ومب: باشد

[7] مط ومب: خلايق

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت