فهرس الكتاب

الصفحة 889 من 964

از زر وسيم (و) جامهاى ثقال، وآنچه قيمت داشت، همه را در چاههاى قلعه انداختند، وبسنگهاى گران چاهها [1] بينباشتند، وباقى آنچه بود، بآتش سوختند، ودر قلعه [را] باز كردند، وشمشيرها بركشيدند وخود را بكفار [2] زدند، وبدولت شهادت رسيدند، (و) چون قلعه كاليون فتح شد، جماعت لشكر (يان) كه بپاى قلعه ولخ طخارستان بودند چنانچه طولان چربى [3] وارسلان خان قيالق [4] وافواج [5] لشكر مغل بحكم فرمان چنگيزخان بپاى قلعه فيوار قادس آمدند، واين فيوار قلعه ايست در حصانت ومتانت واستحكام، از قلعه كاليون [6] قوى تر، وحال محكمى آن قلعه باندازه ايست، كه ده مرد آنرا محافظت توانند [7] كرد، وميان قلعه فيوار وكاليون، بعد مسافت ده فرسنگ باشد، چنانچه هر دو قلعه در نظر يك ديگر بودندى، اگر بپاى كاليون سوار بيگانه آمدى، بروز دود وبشب آتش كردندى، اهل قلعه فيوار را معلوم شدى واگر بپاى فيوار آمدى همين حكم داشتى، طولان چربى [8] وارسلان خان قيالق [9] مدت دو ماه در پاى قلعه فيوار مقام داشتند وبجهت قلت علوفه بغايت تنگ آمدند، آن جماعت را از ذخائر قلعه كاليون مايحتاج معاش آوردند، تا چند روز در حوالى آن قلعه مجال مقام يافتند، وشخصى از قلعه فيوار در ميان لشكر طولان چربى فرود آمد از حال اهل قلعه خبر داد (ه) كه تمامت [10] هلاك شد [ه ا] ند، ودر تمامى قلعه هفت مرد زنده، بيش نيست، وازين هفت [نيز] چهار ويا پنج رنجوراند، آنگاه كفار سلاح پوشيدند، وقلعه را بگرفتند، وآن هفت مرد [11] را شهيد كردند، رضى الله عنهم ورضوا عنه.

و اين حوادث درا (وا) خر شهور سنه تسع [و] عشر وستمائة بود، حال آن دو قلعه كه در خراسان وغور از ان محكم تر نبود، اين بود كه بتقرير پيوسته [است] ملك تعالى سلطان سلاطين اسلام را در مسند شهريارى [تا انقراض] عالم باقى وپاينده داراد.

[1] مط ومب: گران قلعه سر آنرا بينپاشتند

[2] مط ومب: بر كفار

[3] مط ومب وراورتى: جزيى

[4] مط ومب: فيابق، اصل: قبالق

[5] مط ومب: بافواج

[6] اصل: كاليوره

[7] مط ومب:

تواند،

[8] مط ومب وراورتى: جزبى

[9] مط ومب فيالق، اصل: قيالق

[10] مط ومب:

تمام،

[11] مط ومب: كس

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت