فهرس الكتاب

الصفحة 90 من 964

چون حواريان بدو ايمان آوردند، از گل مرغى بساخت، در وى دميد، پران شد، به التماس ايشان خواستند بدعاء او از آسمان مايده آمد، وبدو هر كه ايمان نياورد، خنزير شد يعنى خوك [1] .

جالينوس حكيم بدو ايمان آورد، وجهودان قصد كشتن او كردند، از پيش ايشان گريخته بموضعى رفت، شخصى را بطلب او فرستادند، حق تعالى مهتر عيسى را به آسمان برد، وآن شخص را به صورت عيسى گردانيد، چون بيرون آمد، او را بردار كردند، ومهتر عيسى عليه السّلام به آسمان چهارم بفرمان خداى تعالى بعبادت مشغول گشت، تا آخر فرود آيد، بر دين محمد عليه السّلام، بفرمان خداى تعالى بعبادت مشغول گشت، تا آخر فرود آيد، بر دين محمد عليه السلام وعمر او در ان وقت سى وسه سال بود. چون از آسمان فرود آيد، چهل سال ديگر در جهان باشد وبر دين محمد عليه السّلام، واز قبيله ادن [2] زن خواهد، واو را فرزندان بسيار آيند، وهر يك حج وعمره گذارند با مهدى واصحاب كهف، وچهل سال مملكت ونبوت راند. والله اعلم بالصواب.

مادر مهتر اسماعيل هاجر بود. واو را ملك مصر بخشيده بود مر ساره را، وقتى كه كرامت ساره ظاهر شده بود، وآن چنان بود، كه چون مهتر ابراهيم بزمين مصر رفت از حران، ملك مصر صاروق [3] فرعون بود، واو را از حال جمال ساره

[1] كلمات خنزير وخوك در اصل خوب خوانده نميشود، به تقريب تصحيح شد، زيرا گزيده هم گويد (ص 63) حق تعالى ايشان را مسخ كرد، وخوك گردانيد.

[2] كذا في الاصل، اين نام قبيله در مراجع موجوده يافته نشد.

جدول پسران اسماعيل (ع) در نسخه اصل لا يقرأ بود، اين نامها با اختلاف روايت از طبرى (ج 1) نوشته شد، در سطر دوم جدول متن اختلافيست كه طبرى روايت كرده ولى مسعودى (ج 1) چنين است: فائث، قيدار، اربل، ميم، مسمع، دوما، ميشا، حداد، حيم، قطورا، ماش.

[3] طبرى ومجمل نام اين فرعون را نياورده اند، وفقط فرعون نوشته اند، ولى ابو الفدا گويد: كان اسمه سنان بن علوان وقيل طوليس. حمد الله در تاريخ گزيده گويد: (ص 32) سنان بن علوان بن عبيد بن عولح بن بلمع از اولاد سام بن نوح.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت