فهرس الكتاب

الصفحة 904 من 964

راسيات جبال [1] ومضايق راهها (ى) دشوار، چون لشكر مغل بطرف غزنين آمد، با آن بنه وگردونها، اندك سوارى بود بجهت محافظت (و) قلاع غرستان وخراسان نزديك بود، چنانچه قلعه رنگ [2] وبندار [3] وقلعه بلروان وقلعه لاغرى [4] وقلعه سناخانه [5] وقلعه سنگه [6] وقلعه اشيار، وآن [7] قلاع بيشتر آنست، كه طاقهاست در روى كوهها، چنانچه باران بر اهل قلعه ببارد، وچشمهاى آب، از پيشگاه طاق قلعه بيرون مىيد، ودر قلعه اشيار امير غرجه [8] بود، بس عيار وجلد، نام او امير محمد مرغزى [9] [بود] چون در لشكرگاه مال بسيار بود، واسير بيحد واسپ بى شمار، محمد مرغزى بالشكر [10] بسيار از قلعه اشيار برفت، وچندانچه [11] امكان داشت، گردونهاى زر ونعمت از لشكر (گاه) مغل بگرفت واسير [كرد و] بسيار را خلاص داد، واسپ

[1] مط ومب: جبال راسيات

[2] اصل: زنگ، مط ومب وراورتى: رنگ، قلعه يى بود در گرزيوان غرستان كه ذكر آن در مبحث گذشتن لشكر چنگيز بر جيحون پيشتر هم گذشت

[3] بندار: قلعه يى بود در غرجستان، كه در اصل بندر نوشته شده

[4] بلروان پيشتر هم مذكور افتاد، اما لاغرى پيشتر در مبحث حكمرانى طغان خان (طبقه 22) مذكور شد، كه شايد فخر الملك كريم الدين لاغرى ازينجا بوده

[5] اصل: شاخانه، مط ومب: ستاخانه راورتى: سياخانه كه در نسخ خطى وى ستاخانه، شياخانه، شناخانه، ساخانه هم بوده، ذكر اين قلعه در طبقه (17) در مبحث علاء الدين اتسز عدد (21) نيز آمده، ودر اصل سناخانه بوده، وبهر صورت املاى اصلى آن نزد من مشبوه است،

[6] در اصل ومط ومب چنين است كه سنجه يا سنكه پيشتر هم ذكر شده، واز قلاع معروف غور بود ولى راورتى اين كلمه را (سبجكى) نوشته وگويد: كه در نسخ خظى: سنبگجى، سبنكجى، سكحى، وغيره آمده، واين همان جائى است، كه پيشتر در آخر شرح حال علاء الدين حسين در طبقه (17) تحت عدد (14) ذكر رفت،

[7] مط ومب: واين

[8] راورتى گويد: يعنى امير غرجستانى (ر: 41)

[9] كذا در مط ومب واصل، راورتى: مرغنى مى نويسد، كه پيشتر شرح داده شد-

[10] مط ومب: با مرد بسيار

[11] مط ومب: چندانكه

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت