فهرس الكتاب

الصفحة 923 من 964

كه ا [و] كتاى فرمان دهد واشارت كند، كه صدق وكذب وصحت وفساد اين دعوى به چه وجه معلوم (و مبرهن) گردد؟ ا [و] كتاى روى بدان توين [1] (بت پرست) كرد (و گفت) كه تو زبان مغلى دانى [و] يا زبان تركى، يا هر دو زبان بدانى؟ آن توين [1] بت پرست گفت. من زبان تركى دانم وزبان مغلى ندانم.

ا [و] كتاى روى بمغلان بزرگ كرد، كه اصل ونسب ايشان مغل خاص بود، گفت شما را يقين وروشن است، كه چنگيزخان، جز زبان مغلى هيچ زبان ديگر ندانستى، همه روى بر زمين نهادند، وباتفاق گفتند كه (سخن) همچنين است، (كه) چنگيزخان هيچ زبان ديگر ندانستى، مگر زبان مغلى. ا [و] كتاى روى بدان توين [1] كرد، كه چنگيزخان آن [2] فرمان بكدام زبان بتو رسانيد [ه] بمغلى يا بتركى؟

اگر (به) مغلى گفت، چون تو مغلى ندانى، به چه وجه ترا معلوم شد، كه او چه ميگويد؟ واگر به تركى گفت (چون) او تركى نميدانست، چه گونه فرمان رسانيد؟ جوابى كه ازو رايحه صدق آيد، باز گوى، تا بدان رفته شود.

آن توين [1] بدكيش بت پرست [3] ملعون خاموش ماند، وخجل گشت [4] چنانچه دم از ان دوزخى بر نيامد، وفضيحت شد، جمله تركان ومغلان وملوك [5] تركستان باتفاق روى بر زمين نهادند، كه آن فرمان دروغ است، واز صدق عارى. ا [و] كتاى آن توين [1] را گفت كه به حرمت برادر خود ترا سياست نمى كنم [6] بجاى خود باز رو [7] وبگوى جغتاى [را] واتباع او [را كه] دست از ايذاء وتعدى مسلمانان بدارند، كه ايشان برادران وياران مااند وقوت مملكت ما از ايشان ظاهر شد، وجهانيان به مدد ايشان مسخر ما گشتند، خفف الله عنه العذاب. بعضى از ثقات چنين گفتند، كه آن جنس [8] الطاف واكرام دليل آن بود، كه ا [و] كتاى در سر مسلمان شده بود، والله اعلم.

[1] مط ومب: نوين

[2] مط ومب: اين

[3] مط ومب: زشت سرشت

[4] مط ومب:

خاموش وخجل بماند، چنانچه

[5] مط ومب: جمله بزرگان مغل وملوك

[6] مط ومب:

گفت: ترا بجهت حرمت برادر خود جغتاى سياست نمى كنم

[7] مط ومب: كرد

[8] مط ومب: اين چنين الطاف.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت