فهرس الكتاب

الصفحة 922 من 964

و اكابر (مملكت) مغل جمع شدند، ا [و] كتاى فرمان داد، تا مجلسى بس (با) تكلف پادشاهانه چنانچه معهود آن جماعت بود وبا رسم نيكو ترتيب كردند، وشرايط آن كار وبار بتقديم رسانيدند، پس ا [و] كتاى بر تخت نشست، وجمله بزرگان ممالك (كه) حاضر (آمده) بودند پيش تخت كمر بستند، وجماعتى كه محل نشستن داشتند، بزانوى خدمت در آمدند.

پس فرمان داد، تا آن توين را با اعزاز تمام در بارگاه آوردند [1] [و] چون بيامد، وپيش تخت بنشست، ا [و] كتاى فرمود: وقت آنست، كه فرمان چنگيزخان تبليغ كنى وآنچه فرمانست برسانى [2] تا همه امتثال نمايند، آن توين برخاست وفرمان چنگيزخان بر وجهى كه دعوى كرده بود، به تبليغ رسانيد، وبادا نمود [3] همگنان روى بر زمين نهادند، وگفتند باتفاق [4] كه فرمان شنيديم، وگردن نهاديم، فرمان پادشاه وقت ا [و] كتاى چيست؟ كه اين فرمان را بر چه وجه انقياد بايد نمود، وچگونه (مى بايد كرد، تا بران جمله رويم؟ [5] ا [و] كتاى فرمود: كه هر دعوى را حجتى وبرهانى ببايد، تا صدق از كذب وصحت ا. سقم پيدا گردد، اين سخن را گواهى از شواهد احوال لازم است، اگر درست [6] گردد، كه فرمان خانست، لازم باشد كه همگنان منقاد فرمان باشد، واگر كذب وزور است [7] بالقاء اين شخص يا افترا كرده صاحب غرضى، خون خلق ورعايا وبندگان بدروغى ريخته گردد [8] چون ا [و] كتاى اين سخن بگفت، حاضران روى بر زمين نهادند، كه آنچه [9] بر لفظ خان ميرود، به نزد جمله عقلاء عالم، واهل تميز وخرد، برين مزيدى نتواند بود،(كه) سخن پادشاهانه وحديث بزرگانه است، كه از كمال عقل وفرماندهى تقاضا ميكند [10] وهيچ آفريده، دست اعتراض بر ناصيه اين فرمان نتواند نهاد، امامى بايد

[1] مط ومب: بارگاه او حاضر كردند

[2] اصل: برسان

[3] مط ومب:

تيلغ نموده بادا رسانيد

[4] مط ومب: وباتفاق گفتند

[5] مط ومب:

برويم

[6] مط ومب: راست گردد.

[7] مط ومب: كذب ودروغ ويا افترا كرده است، بگفته صاحب غرض

[8] مط ومب: نگردد،

[9] اصل: اين چه

[10] مط ومب:

همين تقاضا كند

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت