فهرس الكتاب

الصفحة 933 من 964

پنهان شد، وديگر روز چون اهل شهر ولشكر مغل را (از) فرار ملك قراقش وبيرون شدن او معلوم شد، (دل) اهل شهر وقلعه به كلى بشكست، ومغل چيره شد، وشهر را بگرفتند، ودر هر محلت قتال افتاد، ومسلمانان جهاد بسيار كردند، اما دو فوج از مسلمانان در ان حادثه جان را كمروار بر [1] ميان بستند ودست بشمشير بردند وتا آن لحظه كه يك يك رگ بر اعضاء مبارك ايشان بود، وحركت داشت تيغ بيدريغ ميزدند ومغل را بدوزخ ميفرستادند، تا آنگاه كه هر دو طايفه بعد از جهاد بسيار بدولت شهادت رسيدند، يكى مبارز اقسنقر كوتوال لوهور بود، كه در مبارزت وكارزار بر هزار رستم دستان ترجيح داشت، با اتباع خود. دوم مبارز ديندار محمد امير آخر [2] بود، كه جهاد بسنت [3] وغزا بوجهى دران روز نمود (ند) كه روح مطهر على مرتضى رضى الله عنه، از فراديس جنان [4] در موافقت همه انبيا ورسل رحمتش مى فرستاد [ند] با اتباع وفرزندان خود، رضى الله عنهم.

چون لشكر مغل شهر را بگرفت، خلق را شهيد كردند، واسير [5] بگرفتند [6] اما چندان مغل بدوزخ رفت، كه حد وحصر نيايد، بقدر سى (و چهل) هزار [سوار] مغل با هشتاد هزار اسپ، بلكه زيادت، وهيچ كس نه بود از لشكر مغل [7] كه زخم تير وتيغ وناوك نداشت، بيشتر از نوينان وبهادران بدوزخ رفتند، طاير بهادر با اقسنقر كوتوال هم نيزه شد، هر دو يك ديگر را زخم نيزه كردند، طاير بهادر بدوزخ (رفت) واقسنقر [شير صفت] به بهشت خراميد، فريق في الجنة وفريق في السعير [8] چون لشكر مغل شهر لوهور را بگرفتند وخراب كردند، باز گشتند ملك قراقش از حدود آب بياه بطرف لوهور بازگشت كه در شب گريز از لوهور مبالغى مال از زرعين وغير آن، جامداران ملكى در آب انداخته بودند، وآن موضع را نشان كرده به طلب آن اموال بازگشت، چون بشهر لوهور رسيد، آن اموال باز يافت، كه بدست مغل نيفتاده بود وبعد

[1] اصل: در ميان

[2] مط ومب: آخور

[3] اصل: بسبب

[4] اصل: جهان

[5] اصل: امير

[6] مط ومب: گرفتند

[7] مط ومب: لشكر كفار

[8] در قرآن، الشورى 7

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت