فهرس الكتاب

الصفحة 932 من 964

برين استظهار در محافظت (و خسك) [1] حصار با ملك قراقش موافقت نمى نمود، ومدد ومدافعت ومقاتلت نميكردند، ولشكر اسلام به واسطه آنكه ملوك ترك وغورى از سلطان معز الدين بهرامشاه خايف (مى) بودند با هم جمع نمى شدند.

ازين سبب از طرف دهلى لشكر (ى) بدفع مغل بزودى متوجه نه گشت [2] ومدتى بر در شهر لوهور جنگ قايم شد [3] ولشكر مغل بر اطراف (حصار) لوهور منجنيق بسيار نهادند، وباره ها [4] خراب كردند، وبدان مقدار كه ملك قراقش را دست داد، مقام نمود وجهاد كرد، چون او را حال اختلاف وتفرقه خواطر اهل لوهور معلوم شد، قاضى ومعارف بر [5] سر باره شهر در پاس داشتن، تقصير بسيار ميكردند، وملك قراقش دانست، كه عاقبت كار او وخيم است، ومحافظت اين [6] شهر از وسع (و) طاقت او بيرونست، با فوج وحشم خود باسم [7] شبخون بيرون آمد، وبر لشكر كفار زد، وبيك حمله صف لشكر كفار بر هم زد [8] وبطرف دهلى روان شد، بعضى از خواص (و) حرم وى دران حمله از وى جدا ماندند (بعضى كشته شدند) و [قومى] شهادت يافتند، وبعضى در تاريكى شب وغوغا خود را از پشت اسپ درافگندند، ودر خرابها وگورستانها مخفى شدند، وحرم ملك هم دران [9] غوغا بموضعى

[1] خسك نام خارى است كه در ان زمان براى حفظ حصارها مانند خارهاى آهنى ميساختند واكنون هم سيم خار دار براى منع عبور مرور بكار ميرود نظامى گفت: خسك بر گذرگاه كين ريختند، دليران خروشيدن انگيختند اين كلمه در عربى نيز بصورت خسك به حاى حطى معرب مستعمل گرديده (فرهنگ نظام ج 2 ص 576)

[2] مط ومب: نشد

[3] مط ومب: گشت

[4] مط ومب: بارها

[5] اصل: در سر

[6] مط ومب: آن

[7] مط ومب: برسم

[8] مط ومب: برهم دريد

[9] اصل: حرم ملك بدر الدين در غوغا

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت