فهرس الكتاب

الصفحة 959 من 964

بنابرين التماس بطرف قهستان رفته شد، ولشكر ملاحده در پاى شهر نيه بود، چون بحدود قهستان وصول افتاد بضرورت عطف كرده آمد وبطرف شهر نيه رفته شد، وآن صلح ميان تاج الدين ينالتگين ومحتشم (ملحدان) شمس (الدين) [ملحد] پيوست.

چون مراجعت بود، از ان سفر به نزديك تاج الدين ينالتگين باز آمده شد، گفت كه كرت ديگر ببايد رفت، واز ملاحده جنگ طلب كرد، داعى دولت سفر دوم را اجابت نكرد، كه عزيمت سفر هندوستان مصمم بود.

بدين سفر التفات تمام داشت، تاج الدين ينالتگين را امتناع اين داعى موافق نيفتاد، فرمان داد، تا داعى را مدت چهل وسه روز در قلعه صفهبذستان [1] شهر بند كردند تا ملك ركن الدين خيسار طاب ثراه از غور مكتوب [2] ارسال كرد، وداعى نيز قصيده حسب حال حبس خويش انشاء كرد، بفضل الله تعالى از ان (قلعه) خلاص يافت واز ان (قصيده) پنج بيت آورده شده، تا در نظر مبارك سلطان سلاطين بگذرد [3] كه سلطنتش پاينده باد، آمين.

لمنهاج سراج طاب ثراه [4]

تا كى بلور اشك مرا چرخ زمردى ... بر كهرباى روى دهد لون بسدى [5]

آهم چو دود عود قماريست بى عجب ... اى آب ديده گر تو گلاب مصعدى

نى شر سيرت سيه ونى بدى چرا [6] ... محبوسم واسير بكوه صفهبدى [7]

سيمرغ نيستم من واين كه، نه كوه قاف ... طوطى وحبس خوش نبود تا بسرمدى

منهاج راه راست تو در ره گشاده به ... بر قلعه راه راست نيايد ز مسندى

[1] كذا في الاصل، مط ومب: قلعه صف هندوستان- راورتى قلعه صفهبد سيستان

[2] مط ومب: مكتوبات

[3] مط ومب: سلاطين اسلام افتد

[4] كلمات طاب ثراه بايد از طرف كاتب زياده شده باشد

[5] بسد به معنى مرجان است

[6] مط ومب:

نى سريرت سيه ونى بدى چرا؟

در اورنيتل كالح ميگزين لاهور اين بيت را چنين نوشته اند:

بى (در) سيريرتم سيه ونى بدى چر؟

در حاشيه نگاشته است، كه در يك نسخه قلمى چنين بوده:

نى شر سرت ونى بدى چرا،

يكى از ارباب ذوق چنين تصحيح كرده،

نى در سريرتم شبه ونى بدى چرا؟ - ولى نزد من صورت اصل از همه اصح بنظر مىيد

[7] مط ومب، صفهندى؟ كه در بعضى نسخ صفهبدى، هم آمده، ولى صورت متن اصح است، چه كوه اسپهبد در تاريخ سيستان هم مذكور است، وشايد صفهبدستان چند سطر پيش هم صفهبد سيستان باشد.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت