فهرس الكتاب

الصفحة 499 من 964

باز طلبيد وتشريف فرستاد، واز نيشاپور بحضرت باز آمد.

قطعه

جلال حضرتكم غوثنا وانت غياث ... بيمن عهدك يتيسر امرنا المكثاث [1]

غياث خلق توئى پس كجا برند نفير [2] ... ز صولت فلك پير ودولت احداث

ز خسروان جهان در جهان توئى كه تراست ... ز جد وعم وپدر سلطنت زحق [3] ميراث

ز عالمان جهان نيز [4] هم منم كه مراست ... دعات ارث [5] ز اجداد خفته در اجداث

چو بر منابر اسلام خوانده ايم ترا ... هزار بار فزون، كاى بفضل وعدل غياث

ايا غياث لدنيا وديننا فاغث [6] ... يغثك من هو غوث العباد يوم يغاث

هميشه خانه دنيا وسقف گردون را ... ز عدل وفضل تو بادا نهاد اساس واثاث [7]

دعاى دولت تو فرض بر قوى وضعيف ... ثناى حضرت تو قرض بر ذكور واناث

ثقات چنين روايت كرده اند: كه سلطان غياث الدين در اول جوانى معاشر عظيم بود وشكار دوست، واز حضرت [8] فيروز كوه، كه دار الملك او بود تا بشهر داور كه دار الملك زمستانى [او] بود، هيچ آفريده را مجال نبودى كه شكار كردى، وميان آن دو شهر چهل فرسنگ بود، هر فرسنگى بميرى [9] فرموده بود تا بر آورده بودند، ودر زمين داور باغى ساخته بود، آنرا باغ ارم نام نهاده، والحق در (ميان) دنيا مثل نزهت وطراوت آن باغ، هيچ پادشاه [10] را نبود، وطول او بقدر دو ميدان وار زيادت بود، وجمله چمنهاى [11] آن بدرخت [12] صنوبر وابهل وانواع رياحين آراسته، وسلطان فرموده بود: تا در حوالى [13] باغ ميدانى ساخته بودند، طول وعرضى آن ميدان مثل طول وعرض آن باغ بود، وهر سال يك كرت فرمان دادى تا زيادت از پنجاه وشست فرسنگ (از شكاريان) بره كشيدندى، ومدت يك ماه بايستى

[1] اصل:

بيمن تيسرا مسرتا الملثاث؟

در يكى از مآخذ مط: المكناث اما مكثاث متن ممكن است از ماده مكث عربى باشد.

[2] اصل: بغير. مط: نفير

[3] مط: بحق

[4] مط: جهان پيرهم منم

[5] مط: دعا بارث اما اجداث درين بيت جمع جدث بمعنى قبر است (المنجد)

[6] اصل:

ايا غياث الدنيا وديننا فاغث ... يغيث من هو غيث العباد يوم يغاث.

[7] مط:

ز فضل وعدل تو بادا شها اساس واثاث

[8] اصل:

عظيم بود وشكار گرفتن حضرت فيروز كوه.

[9] مط: فرسنگى را ميلى فرموده

[10] مط:

هيچ پادشاهى را

[11] مط: چشمهاى آن

[12] مط: بدرختان صنوبر

[13] مط: در جوار باغ.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت