فهرس الكتاب

الصفحة 500 من 964

تا هر دو سر برهاء شكار [1] بهم پيوستى، زيادت از ده [2] هزار شكارى از وحوش وبهايم وسباع از همه اجناس دران ميدان آوردندى، در روز شكار سلطان بر قصر باغ برآمدى، ومجلس بزم مهيا فرمودى وبندگان وملوك يگان يگان سواره در (ان) ميدان برفتندى [3] وشكار ميكردند (ى) بنظر مبارك او طاب ثراه [4] .

وقتى خواست تا در (ان) صحرا بشكار رود، فخر الدين مباركشاه [5] بر پاى خواست، واين رباعى ميگفت [6] ، سلطان عزيمت شكار فسخ كرد وبعشرت مشغول شد، وآن رباعى اينست، بيت:

اندر مى ومعشوق ونگار آويزى ... به زان باشد كه در شكار آويزى

آهوى بهشتى چو بدام تو درست ... اندر بز كوهى بچه كار آويزى؟

حق تعالى ازيشان عفو گرداناد [7] ، ورحمت خود نثار روح ايشان كناد [8] (و سلطان اسلام ناصر الدنيا والدين را در مسند سلطنت باقى وپاينده داراد) ثقات [طيب الله ثراهم] چنين روايت ميكنند [9] كه چون سلطان غياث الدين طاب مرقده از شراب توبه كرد، وبه صفوت [10] واحسان مشغول شد در عهدى كه سلطانشاه خوارزمشاه لشكر خطا، بخراسان آورد و (به) مرو تختگاه ساخت، (و) سر حد (هاى ممالك) غور را زحمت دادن گرفت، لشكر خود را بدهانه شير سرخس آورد [ه] ورسولى بخدمت سلطان غياث الدين فرستاد وملتمسات نمود، سلطان فرمود: كه بجهت آن رسول جشنى ساختند، ومجلس عشرت بياراستند [11] وملوك وامراء غور را شراب دادند ورسول را اعزاز فرمود وشراب داد 0 تا در حال مستى، مزاج سلطان شاه را از فرستاده او معلوم كند [12] وبجهت خاصه سلطان غياث الدين آب انار شيرين در صراحى كردند، وچون دور [13] معهود بسلطان ميرسيد، از آن آب انار در پياله [14] خاص ميريختند

[1] مط: تا هر دو سر بره نرگ شكار بهم پيوستى. راورتى: ترگاه بهم پيوستى. اصل: مانند متن

[2] اصل: دو هزار

[3] اصل: ميرفتند

[4] براى شرح باغ ارم زمينداور (ر: 32)

[5] ر: 63

[6] مط: بگفت

[7] مط: كناد

[8] مط: گرداناد

[9] مط: كرده اند

[10] اصل: بصوت.

[11] مط:

مهيا كردند

[12] مط: شود

[13] اصل: در معهود

[14] مط: در جام.

حجم الخط:
شارك الصفحة
فيسبوك واتساب تويتر تليجرام انستجرام
. . .
فضلًا انتظر تحميل الصوت